مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ١١٩ - فعاليت هاى اجتماعى
مشروعيت حكومت مشروطه نوشت:
مشروطه و و انعقاد مجلس شورا، موافق اخبار و روايات ... دين حنيف است و مخالف آن، دشمن دين اسلام و خائن به دولت و ملت و مملكت است[١].
او از جمله روحانيانى بود، كه در اعتراض به انحلال مجلس و نقض قانون اساسى، در حرم حضرت عبدالعظيم عليه السلام متحصن شدند و مفاخر الملك نتوانست آنها را منصرف سازد. برادر وى، ميرزا مصطفى آشتيانى (شهيد بيت آشتيانى)، نيز از جمله متحصان بود و در همين زمان، به قتل رسيد.
در آبان ١٣٠٤، پس از آن كه مجلس شوراى ملى، احمد شاه قاجار را از سلطنت خلع كرد و حكومت موقت را به سردارسپه سپرد، آشتيانى در پيامى به رضاخان ضمن تقدير از اقدام او در پايان دادن به ماجراى جمهورىخواهى، خواستار توجه بيشتر او به امور مسلمانان و علما گرديد. در شهريور ١٣٠٦، وى و گروهى از مجتهدان خراسان، معترض به بيانيه مخبرالسلطنه هدايت، نخست وزير وقت، كه روحانيان را از امر و نهى مردم منع كرده بود، تلگرافهاى شديدالحنى به تهران مخابره كردند و اقدام مخبرالسلطنه را مخالف با حكم امر به معروف و نهى از منكر شمردند. بر اثر جديت آنان سرانجام دولت وادار به عقب نشينى گرديد. پس از تصويب قانون لباس متحدالشكل، حكومت پهلوى، آشتيانى را تحت فشار قرار داد تا از صدور جواز اجتهاد، براى طلبهها خوددارى كند. آشتيانى در ماجراى قيام گوهرشاد (١٣١٤ ش) بسيار كوشيد تا از بروز درگيرى و خونريزى جلوگيرى كند. مساعى او و شيخ محمد آقا زاده كفايى، براى انصراف آية اللَّه حاج آقا حسين قمى، از سفر به تهران نتيجهاى نبخشيد. آية اللَّه قمى، كه قصد داشت به تهران آمده، شاه را وادار به لغو قانون كشف حجاب كند، در شهررى توقيف شد، و اين آغاز قيام گوهرشاد بود.
آشتيانى به همراه هفت تن از مقامهاى مذهبى و سياسى و نظامى خراسان، در حرم حضرت رضا عليه السلام با شيخ محمد تقى بهلول، به مذاكره پرداختند و از او خواستند، براى
[١]. روزنامه خاطرات شرف الدوله، ص ٣٥٣.