مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ١١٨ - فعاليت هاى اجتماعى
شيخ مرتضى در سلسله حوادثى كه در سال ١٣٢٣ ق، رخ داد، و مقدمهاى براى صدور فرمان مشروطه در سال بعد شد، با روحانيان معترض و مشروطه خواه همراه و هم صدا بود. در ماجراى تخريب ساختمان بانك استقراضى روس، در رمضان ١٣٢٣ ق، از برانگيزندگان مردم بود. در شوال ١٣٢٤ ق، پس از حادثه مسجدشاه، وى و ديگر روحانيان ناراضى تهران، به پيشنهاد سيد محمد طباطبايى، به شهررى مهاجرت كردند و در حرم حضرت عبدالعظيم عليه السلام متحصن شدند. همراهى شيخ مرتضى با مهاجران، عين الدوله، صدر اعظم وقت را، بر آن داشت كه با كمك ميرزا ابوالقاسم امام جمعه و شيخ فضل اللَّه نورى، توليت مدرسه خان مروى و امامت مسجد خازن الملك را از تصدى آشتيانى خارج كند. به فرمان شاه، توليت مدرسه را به حاج ميرزا ابوالقاسم، امام جمعه تهران، سپردند؛ و به توصيه شيخ فضل اللَّه نورى، امامت مسجد مذكور را به ملامحمدآملى واگذار كردند. يكى از خواستههاى متحصنان، بازگرداندن توليت مدرسه خان مروى، به شيخ مرتضى آشتيانى بود. پس از آن كه مظفرالدين شاه خواستههاى مهاجران را پذيرفت، آنان به تهران بازگشتند و شاه درملاقات با آنان، قرار خويش را مؤكد ساخت. چون عين الدوله از برآوردن تقاضاى مهاجران، به ويژه تأسيس عدالت خانه، طفره مىرفت، مجمعى از رهبرانِ روحانى و آزادى خواهان، و از جمله آشتيانى، تشكيل گرديد، تا هم آهنگى لازم براى پيش برد بهتر برنامهها ايجاد شود.
حاج شيخ مرتضى، يك بار نيز به نمايندگى از روحانيان معترض، با صدراعظم، ملاقات و گفتوگو كرد، اما توافقى ميانشان حاصل نگرديد. در جمادى الاولى ١٣٢٤ ق، علماى تهران، از جمله آشتيانى، به نشانه اعتراض به برآورده نشدن خواستههايشان به قم مهاجرت كردند.
پس از استقرار حكومت مشروطه، او فعاليت سياسى چندانى نداشت. در دوران استبداد صغير، از نظام مشروطه پشتيبانى كرد و در پاسخ مقلدان خود درباه