مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤١ - شروع در شرح حديث
مىفرمايند: آيا ندانسته است كسى كه رسيده و وارد شده او را بليّهاى از بلاياى نازله از جانب من، به درستى و راستى كه شأن چنين است كه قادر و مسلّط بر دفع و ازاله آن حادثه، احدى غير از من نيست مگر بعد از اذن من؟!
حاصل: جاى آن نيست كه جزم كرده شود به ندانستن آن كس مذكور، از جهت وجود دلايل و شواهد مفيده، قطع از براى هر كس كه كاشف الضرّ، كسى غير از جناب اقدس الهى نمىتواند بود.
و قوله: و ما[١] لي أراه لاهياً عنّي أعطيتُه بجودي ما لم يسألني، ثمّ انتزعتُه عنه، فلم يسألني ردّه، و سأل غيري.
مىفرمايند: چه چيز است مرا و چه باعث مرا، كه مىبينيم عبد مرا، معرض و روگردان از من و مىبخشم او را به سبب جود و جواديّت من، چيزى را كه بنده من درخواست نكرده از من، پس وا مىگيرم آن چيز را از آن بنده، پس سؤال نمىكنند مرا كه به او پس دهم و سؤالِ ردّ او از غير من مىكنند.
و حاصل كلام تعجّبى است از جناب اقدس الهى از حال بنده، كه او را به اين صفت و حال مىبيند و به حسب ظاهر، سؤال از سبب و باعث اين رويّه مذكوره است و سبب- في الواقع- جود جناب اقدس الهى و غفلت و خباثت عبد است و اين معلوم وى است، ولى منظور، نفى و انكار عبد است كه جاى ديدن او به اين صفت نيست.
قوله: أفيراني أبدءُ بالعطاء قبلَ المسألة، ثمّ اسأل فلا اجيب سائلي.
مىفرمايند: آيا مىبيند بنده من مرا كه ابتدا كنم به بخشايش، پيش از درخواستن كردن از من، پس آنكه درخواست كرده شوم و از من بخواهد، اجابت نكنم سائل مرا و مضايقه كنم.
و استفهام در اينجا نيز بر وجه انكار است، يعنى: نيست چنين و تصوير به صورت استفهام از براى اشاره به نظير نكته سابقه است.
[١]. مصدر:« فما».