فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣١٣ - داورى قرآن درباره صحابه
اين نوع آيات، ما را بر آن مى دارد كه درباره ياران رسول خدا(صلى الله عليه وآله)به سان تابعان، به بحث و بررسى بپردازيم، و ديدار با رسول خدا(صلى الله عليه وآله)را دليل بر پاكى آنان ندانيم. و حتى آياتى كه در آغاز بحث در ستايش صحابه آمده، مربوط به آن جمع، و در همان زمان است، و اگر بعدها دليل محكمى بر انحراف برخى پيدا شود، بايد بدان گردن نهاد و نمى توان آن ستايش ها كه در ظرف خاصى، مانند بيعت رضوان وارد شده است را، دليل بر صلاحيت دائمى آنان تا روز رحلت دانست.
در صحيح بخارى بابى به نام خواتيم العمل وجود دارد كه مى تواند بيانگر درستى سخن ما باشد[١]، چه بسا افرادى در برهه اى از زمان بدكار بوده اند اما در سايه توبه به پاكى گراييده و نهايتاً مؤمن و متدين شده اند. امّا چه بسا انسان هايى كه در بخشى از عمر خود متقى و پرهيزكار بوده اند، امّا بعداً بدلايلى منحرف شده اند. نظرى به آيه هاى سوره فتح بيندازيم تا روشن شود اين نوع ستايش ها مربوط به زمانى بوده كه اين افراد از نظر علم و عمل، قابل تمجيد بوده اند و لذا ستايش خود را مقيد به همان زمان مى كند،مثلاً در سوره فتح، در آيه هيجدهم مى فرمايد:(لَقَدْ رَضِىَ اللهُ عَنِ الْمُؤْمِنينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةَ...)«خدا از مؤمنان آنگاه كه زير درخت با تو بيعت كردند، خشنود شد...» از نظر ادبى و قواعد نحو، جمله (إذ يبايعونك) ظرف فعل پيشين است كه همان(رضى الله)باشد. يعنى رضايت در اين زمان بود، و امّا اين كه اين رضايت تا آخرين لحظات زندگى افراد باقى مانده يا نه؟ بستگى دارد كه پرونده آينده آنان نيز بررسى شود.
[١] صحيح بخارى، كتاب القدر، باب العمل بالخواتيم:عنوان الحديث٦٦٠٦.