فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢١٤ - مقصود از ظالمان محروم؟
مقصود از ظالمان محروم؟
بحث هاى پيشين، ثابت نمود كه خدا ابراهيم را به مقام امامت برگزيد، ولى او از خدا خواست اين لباس فاخر را بر اندام ذريّه و فرزندان او نيز در طول زمان بپوشاند. و چنين گفت:(ومن ذرّيّتى)، ولى خداوند متعال به او خطاب كرد كه اين مقام از آن فرزندان پاك و دادگر توست نه فرزندان ظالم و ستمگر، چنان كه فرمود: (لا ينال عهدى الظالمين).
نكته اين جداسازى روشن است. امام، فرمانرواى مطاعى است كه در اموال و نفوس حق تصرف دارد، طبعاً بايد پيوسته بر صراط مستقيم بوده و از هر نوع تجاوز از حدّ اعتدال به دور باشد، تا جان و مال مردم از جانب او در امان بماند و مصالح اجتماعى فداى مطامع فردى نشود.
فردى كه ظالم باشد يعنى پيمان الهى را بشكند، و قوانين و حدود الهى را زير پا بگذارد، بر لب پرتگاهى است كه نمى شود به او اعتماد كرد و سررشته كارها را به او سپرد، زيرا او در هر روز در آستانه خيانت و تعدّى است و آمادگى دارد كه ابزار و دستمايه ستمگران ديگر قرار گيرد. بنابراين كسى كه در زندگى گرفتار ظلم و تعدى و قانون شكنى و انحراف شده، شايستگى تصدّى مقام امامت و رهبرى را ندارد، خواه پس از تعدّى و ظلم به همان حالت بماند يا وضع خود را اصلاح سازد و به اصطلاح توبه نمايد.
از اين بيان استفاده مى كنيم كه امام بايد در طول عمر پيراسته از گناه بوده و در پرونده او قانون شكنى، تعدى و خلاف، وجود نداشته باشد، زيرا در غير اين صورت، مصداق ظالم بوده و ضابطه كلى كه در آيه هست، او را از نيل به اين مقام محروم مى سازد.