فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢١٦ - پاسخ به يك سؤال
است. ولى آن گاه كه زايل شد، حكم مزبور مرتفع مى شود و در اين قسمت ما با او با اختلافى نداريم.
گروه دوم يك رشته احكامى است كه بر عنوانى مترتب هستند به گونه اى كه اتصاف فردى با اين عنوان در طول عمر ولو يك بار براى استمرار حكم تا لحظه مرگ كافى است، مانند اين آيات:
١. (السارق والسارقة فاقطعوا أيديهما).[١]
٢. (الزّانيةُ والزانى فَاجْلِدُوا كُلَّ واحد مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَة).[٢]
مسلّماً اتصاف فرد به عنوان «سارق» و «زانى» لحظه اى بيش نيست. اما حكم تا آخرين لحظه حيات برپاست، مثلاً اگر سرقت و زناى طرف با بينه ثابت شود، هر چند توبه كند، حكم جارى مى شود. هر چند هم طرف از چنگال قانون فرار كند ولى روزى در دام قانون افتاد حد اجراء مى گردد هر چند عابد زمان باشد.
در روايات آمده است: «محدود»(كسى كه بر او حد الهى در يك برهه اززمان اجرا شده)، صلاحيت امامت مردم را ندارد هر چند بعدها توبه كند امّا چون چنين لكه اى بر دامان او هست، او تا آخرين لحظه عمر ازاين مقام محروم مى گردد. با توجه به اين دو ضابطه بايد ديد ظالم در آيه كه از تصدى امامت محروم شده، داخل در كدام يك از دو ضابطه است؟ آيا حكم دائر مدار وجود موضوع است يا اين كه اتصاف فرد به اين عنوان در يك برهه از زمان، براى
[١] مائده/٣٨.
[٢] نور/٢.