فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٠٢ - واقعيت امامت در دو مكتب
مى گويند چگونه بشر براى خدا تعيين تكليف مى كند؟!
در حالى كه مقصود تعيين تكليف براى خدا نيست، بلكه مقصود اين است كه با توجه به صفات جمال و جلال و اين كه خدا حكيم است، و كار بيهوده اى انجام نمى دهد و عادل است و ستم نمى كند، با توجه به اين دو صفت كشف مى كنيم كه او براى رهبرى امت فردى را تعيين مى كند، زيرا هدف از آفرينش انسان، رساندن او به مرحله كمال است، و اين هدف، در صورتى تحقق مى پذيرد كه فرد شايسته و لايقى كه به سان پيامبر در مكتب مافوق تعليم و آموزش ببيند، معين كند و گرنه، آن هدف، عملى نمى گردد.
اينك با يك مثال مطلب را روشن مى كنيم: همه ما مى گوييم:«سه زاويه مثلث بايد مساوى با ١٨٠درجه باشد»، كلمه «بايد» در اين جا تحكم بر تكوين نيست، زيرا جهان خارج در اختيار انسان نيست كه با خواستن او صورت پذيرد، بلكه كشف يك قانون تكوينى، آن هم با در نظر گرفتن ديگر جهات است.
از اين بيان، روشن مى شود كه هرگاه متكلمان اماميه بگويند بر خدا لازم است مقصودشان اين است كه با توجه به صفات كمال او، اين ملازمه را كشف مى كنند كه حكمت و عدل او نوعى ملازمه با بعثت رسولان و تعيين رهبران دارد.
با توجه به اين اصل، نظريه هر دو گروه را در اينجا مى آوريم:
واقعيت امامت در دو مكتب
امام، در نظر اهل سنت، به سان نخستوزير يا رئيس جمهور كشور است كه در قبال مردم وظايفى دارد و وظايف او در ايجاد امنيت و تأمين نيازمندى هاى زندگى مردم و جهاد در راه خدا و امثال اين ها خلاصه مى شود. بنابراين، گزينش