فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠١ - ٢ تشيع وعبدالله بن سبأ
اين ديدگاه به قدرى بى اساس و بى پايه است كه هرگز نمى توان آن را جزء نظريه ها آورد بلكه يك فرضيه پوچ و بى اساس است كه توسط فردى بدنام و دروغگو به نام سيف بن عمر طرح شده و به تاريخ طبرى راه يافته است. سلسله سند اين گزارش تاريخى ضعيف است و با ملاك هاى رجال شناسى، نمى توان نقل آنها را پذيرفت. اينك به معرفى آنها مى پردازيم.
طبرى، اين گزارش را چنين آغاز مى كند:
«فيما كَتَبَ بِهِ إلىَّ السرىُّ عَنْ شُعَيب، عَن سَيف عَنْ عَطِية عَنْ يَزيدَ الفَقْعيسى....» بدين گونه او اين قضيه را از شخصى به نام سرىّ نقل مى كند و او نيز از شخصى به نام شعيب، و او از سيف بن عمر نقل مى كند. اينك يكايك افراد سند را تا سيف بن عمر بررسى مى كنيم:
سرىّ
سرىّ كه طبرى با اين نام از او نقل روايت مى كند، يكى از دو نفر زير است كه هر دو دروغگو و بى اعتبار هستند:
١. سرىّ بن اسماعيل همدانى. يحيى بن سعيد او را دروغگو خوانده و گروهى حديث او را متروك و بى پايه خوانده اند.[١]
٢. سرىّ بن عاصم بن سهل همدانى. گروهى او را دروغگو و برخى احاديث او را واهى و گاهى او را دزد حديث خوانده اند.[٢]
[١] ميزان الاعتدال، ج٢ ص ١١٧.
[٢] ميزان الاعتدال، ج٢، ص ١١٧; لسان الميزان، ج٣، ص ١٢.