مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣١٣ - راجع به قول عمر إن الرّجل لیهجر
برخیزد خواه نتیجۀ بیماری باشد، چنانکه فیروزآبادی در قاموس لغت (هذی) را معنی کرده گوید: تکلّم بغیر معقولٍ لمرضٍ أو غیره.
زمخشری در أساس البلاغة و فیروزآبادی در قاموس و فیّومی در مصباح المنیر و ابن اثیر در نهایة، هجر را به معنی هذیان و فحش و سخن زشت و درهمگوئی (اختلاط) دانسته و ابن اثیر به داستان مرض پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم اشاره کرده و آن کلمۀ زشت را از عمر نقل نموده، گوید:
چون گوینده آن عمر بود، آن جمله از راه پرسش و استفهام است نه به نحو اخبار ولی جای پرسش است که آیا کدام یک از صحابه چنین گمانی داشتند تا جای این پرسش خنک باشد؟ خشم پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و بیرون کردن آنان دلیل است که آن جمله از راه پرسش نبوده و از این گذشته عبارت ابن سعد بدون همزه و به لفظ «لیهجر» است چنانکه ذکر شد.
در رواشح السماویّه میرداماد، ذیل صفحه ١٣٦ به بعد، راجع به «إنّ الرّجل لیَهجُر» و معنای هجر و تصحیفات معنوی که بعضی از علماء عامّه در معنی هجر نمودهاند مطالبی در تحت عنوان: و مِن التّصحیفات الناضحة المغرّیة بالعلماء العامّة فی حدیثِ مرض النبیّ صلّی الله علیه و آله: ”ائتُونی بدواةٍ و قرطاسٍ أکتُبْ لکم کتابًا لن تَضِلّوا بعدی“ الخ وارد است.
در غایة المرام، الباب الثالث و السبعون، از عامّه در این معنی ١٧ حدیث در صفحه ٥٩٥ آورده است؛ و در باب الرابع و السبعون از طریق خاصّه ٢ حدیث در صفحه ٥٩٩ آورده است.
در تاریخ طبری، جلد ٢، صفحه ٤٣٦ [سنة إحدی عشرة، ذکر الأحداث الّتی کانت فیها] راجع به تأسّف ابن عبّاس از یوم الخمیس که حضرت رسول الله لوح و دوات طلبیدند و ردّ آن حضرت نمودن به لفظ یهجر مطالبی است.