مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٨٧ - درباره تشیّع فردوسی
[١]
[١]* حکیم والامقام و علاّمۀ ذوالفنون معلّم ثانی، ابونصر فارابی که به زبان ترکی تکلّم مینمود، در بلاد عرب پا به عرصۀ وجود گذارده بود که جمیع یا اکثر نوشتجات خویش را به زبان عربی تحریر نموده است؟
آیا این مسئله نهایت بیانصافی و ناجوانمردی نیست که عدّهای خرافهپرست بیایند و بنشینند و خزعبلاتی سر هم کنند و در مقام انتساب این بزرگان به سرزمین و خطّۀ ایران، به هر رطب و یابسی دست یازند و بوعلی را که در بلخ و یا بخارا به دنیا آمده است از مردم و ملّت ایران شمرند تا مبادا در مقام مباهات و فخرفروشی نسبت به ملل و اقوام دیگر، کفّۀ ترازو در معیار سنجش و میزان به نفع دیگران سنگینتر شود؛ امّا در مقام تمایل و اهتمام به مبانی دینی و پذیرش ملّت و مکتب اسلام آنها را در تحت فشار و یا اغوای حکّام و امرای دستنشاندۀ خلفای عبّاسی قلمداد نمایند؟ اگر شخصیّتی همانند بوعلی و فارابی و سعدی شیرازی و خواجه حافظ شیراز و فخرالدین رازی و سنایی غزنوی و حکیم ملاّصدرای شیرازی و دیگران، به اغواء و فریب دیگران و جامعه، اغواء شوند پس خاک بر سر آن سرزمین و ملّتی که بزرگانش اینچنین بیمایه و مُهمَل، تحت تأثیر اقوام عرب و خلفای بنیامیّه و عبّاسی و حکّام دستنشاندۀ آنان، خود را از سنن و فرهنگ و زبان اصلی و مادری خویش تهی کردهاند و زمینه و بستر را برای نفوذ و دخالت دیگران در فرهنگ و زبان جامعۀ ایرانی فراهم آوردهاند!٢
و امّا مطلب دوّم: در علّت گرایش دانشمندان ایرانی به نگارش زبان عربی، میزان غنا و قوّت و توانایی زبان عربی در تأدیه و رساندن مفاهیم، نسبت به سایر زبانها است.
این نکته بر اهل بصیرت و آشنا به لغات ملل و اقوام پوشیده نیست که: قویترین زبان در دنیا زبان عربی میباشد، و گویند پس از آن زبان فرانسه غنیترین زبانهای موجود است.
اگر در زبان فارسی برای حیوان درّندهای چون شیر فقط یک لغت یافتهاند باید دانست که در زبان عربی، چند لغت و کلمه برای این حیوان در حالات و رفتار مختلف وضع نمودهاند؛ و همینطور اگر در لغت فارسی برای روح و روان آدمی شاید بتوان گفت یک یا دو لغت که روان و جان است، استعمال میشود، در لغت عرب برای تمام مراتب نفس و روح آدمی لغت و واژه آوردهاند. و لذا میبینیم که ورود لغت عرب در زبان فارسی نه فقط به خاطر عنایت و اهتمام دانشمندان و مفاخر ایران در استفاده از زبان عربی بوده است، بلکه خود اقوام و ملل ایرانی از روی فهم و درایت و بینش نسبت به غنا و قدرت این زبان، از ورود آن استقبال نموده و پذیرای آن گشتند. و لذا میبینیم که در قرآن کریم به قوّت و استقامت زبان عربی در میان سایر لغات اشاره شده است: *