مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٠٦ - نام بعضی از کتب اهل سنّت و مؤلّف آنها
[١]
[نام بعضی از کتب اهل سنّت و مؤلّف آنها]
نام بعضی از أسامی کتب اهل تسنّن و نام مؤلّف و تاریخ تولّد و وفات آنها
|
وفیات الأعیان |
ابنخلّکان |
[المتوفّی ٦٨١ هجریّة] |
|
تاریخ |
ابنخلدون |
[المتوفّی ٨٠٨ هجریّة] |
|
مقدمه |
ابنخلدون |
[المتوفّی ٨٠٨ هجریّة] |
|
تاریخ |
ابنشحنة |
المتوفّی ٩٢١ هجریّة] |
|
سبائک الذّهب |
أبوالفوز محمّد أمین بغدادی |
[المتوفّی ١٢٤٦ هجریّة] |
[١]* عمل كنيم، گرچه استناد اين كتاب به حضرت صادق عليه السّلام ثابت نباشد. ـاين بود مفاد كلام ايشان.“
در اينجا بايد عرض كرد: خيلى جاى تأسّف و تأثّر است كه با تمسّك به احاديث تسامح در ادلّۀ سُنن، كتاب را از درجه اعتبار ساقط نموده، مطالب عظيم و عميق عرفانى و اخلاقى را كه بر فقه و اعمال جوارح حكومت دارد و سازندۀ عقائد و ايمان و سِرّ و ولايت انسان است، از فقه ظاهرى پایينتر و كمتر بشماريم؛ و حكم آن را حكم مستحبّات عادى و اعمال عادى بدانيم و بگویيم: چون راجع به اخلاقيّات است و اخلاقيّات هم خيلى مهمّ نيست، لذا از اين جهت عمل كردن به مضمون آن كتاب اشكالى ندارد. درحالىكه اين حساب، حساب امور متعارفۀ شخصى و اخلاقيّات عادى نيست؛ بلكه رموز و اسرار عرفانى است، اين سرّ و حقيقت و هويّتِ عروج انسان به مقام تقرّب، و بيان بواطن و حقایق قرآن است!
ما چگونه ميتوانيم جواز عمل به آنها را با تسامح در ادلّۀ سنن ثابت كنيم؟! هر جایى كه ديديد مىگويند: ”از باب تسامح در أدلّه“ يعنى آن را به كنارى بيندازيد و اعتبار ندهيد! اين است معنى آن.
اين محمل و اينگونه حمل به جهت آن است كه: اخبارى كه در اين كتاب آمده است داراى معانى بلند و عميقى است كه انسان به حقيقت آن معانى نرسيده است؛ آنوقت چون نمىتواند خودش را در آن سطح بياورد و وجود خود را با آن معانى دقيق و ظريف تطبيق بدهد، لذا مىگويد از امام نيست و آن را انكار مىكند، و خلاصه خودش را راحت مىنمايد. اين كار، كار صحيحى نيست؛ و اين طريقه در واقع نه تنها اسقاط اين روايات، بلكه به طور كلّى اسقاط تمام معارف و دقائق و لطائفى است كه از سطح افكار عاديۀ مردم بالاتر و در روايات به كار برده شده است.»