مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٣ - راجع به کفر یزید بن معاویه
|
لَأهَلّوا و استَهَلّوا فَرَحًا |
ثمّ قالوا: یا یزیدُ لا تَشَلْ!“ |
آنگاه ابنجوزی گوید: ”این ابیات از ابنزِبَعْری است که قدری از آن را نقل کرده است؛ و ذلک أنّ المسلمین قتلوا یوم بدرٍ منهم خَلقًا، فقتلوهم یوم أُحُدٍ خَلقًا؛ فاستشهد به یزید، و کأنّه غیّر بعضها و یکفی استشهاده بها خزیًا.“ ـ انتهی.
و سبط ابن جوزی در تذکره هر چهار بیت را به یزید نسبت داده است؛ یعنی دو شعر مذکور را با دو شعر:
|
”لعِبت هاشمُ بالمُلک فلا |
خبرٌ جاء و لا وحیٌ نَزلْ |
|
|
لستُ من خِنْدِفَ إنْ لم أنتقم |
من بنی أحمدَ ما کان فَعلْ“»[١] |
و در صفحۀ ٢٩٣ گوید: «در مروج الذّهب است که یزید این بیت را برای عبدالله بن زبیر نوشت:
|
اُدعُ إلهَکَ فی السّماء، فإنّنی |
أدعُو علیکَ رجالَ عکٍّ و أشعَرِ |
|
|
کیف النّجاةُ أباخبیب[٢]و[٣] منهم؟ |
[فاحتَل] لنفسک قبلَ أتْیِ العَسکر!» |
در شفاء الصّدور، صفحۀ ٢٩٣ گوید:
«سبط ابن جوزی شهادت داده و از دیوان او نقل است که: ”در کتب مقاتل معروف است که بعد از ورود اهلبیت به شام و إشراف بر محلّۀ جَیْرون که مَجاز در جامع اُموی است، این دو بیت که از کفر دیرین و نفاق پیشین او خبر میدهد، انشاد کرد:
|
لمّا بَدَتْ تلک الحُمولُ و أشرَقتْ |
تلک الشّموسُ علی رُبی جَیْرونِ |
|
|
نعَب الغرابُ فقلتُ: نُحْ أو لا تنُح |
فلقدْ قَضَیتُ من النبیّ دُیونی“[٤] |
[١]. این دو بیت را از شعبی روایت کرده است که نسبت به یزید داده است. (علاّمه طهرانی، قدّس سرّه)
[٢]. خبیب، ج خبائب: القطعة من الثّوب؛ الشّریحة من اللّحم.
[٣]. أباخبیب کُنیۀ عبدالله بن زبیر است. (محقّق)
[٤]. ناسخ التّواریخ، مجلّدات حضرت سجّاد [علیهالسّلام]، ج ٣، ص ٣١.