مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٠ - اشعار کفریّ١٧٢٨ یزید بن معاویه، علیه الهاویه
و أنباء أبناء الزّمان نوشته است که: ”أبوعبدالله محمّد بن عمران، کاتب مرزبانی که اصلش از خراسان و میلادش در بغداد بود، و به مذهب تشیّع شوق داشت، اوّل کسی است که دیوان اشعار یزید بن معاویه را جمع کرد؛ و به این کار سخت مایل بود.
و این دیوان صغیر الحجم است و افزون از جزوی نباشد؛ لیکن آنان که پس از مرزبانی به جهانِ آمال و أمانی درآمدند، به جمع آن اشعار کوشش بسیار نمودند، و بسیاری اشعار که نه از نتایج طبع آن ملعون است، افزودند.
و اشعار یزید با اینکه اندک است سخت نیکو و لطیف است، و از أطایب اشعار او ابیات عینیّۀ اوست که از جملۀ آن، این چند بیت است:
|
إذا رُمتُ من لَیلی علی البُعد نَظْرةً |
تُطفی[١] جَوًی بین الحَشـی و الأضالع |
|
|
تقولُ نساءُ الحَیِّ: تَطمَع أنْ تَری |
محاسنَ لَیلی؟ مُتْ بِداءِ المطامع! |
|
|
و کیف تَری لَیلی بعَینٍ تَری بها
|
سِواها و ما طَهّرْتَها بالمدامع؟! |
|
|
و تَلتَذُّ منها بالحدیث و قد جَری |
حدیثُ سِواها فی خُروق المسامع؟! |
|
|
أُجلُّکِ یا لَیلی عن العَین؛ إنّما |
أراکِ بقَلبٍ خاشعٍ لَکِ خاضع“[٢]و[٣] |
ابنخلّکان گوید: ”از شدّت عنایتی که به اشعار یزید دارم، در سال ششصد و سی و سوّم گاهی که در دمشق روز مینهادم، تمامت اشعار دیوان این نابکار را از بر کردم، و چندان تتبّع ورزیدم تا در آن دیوانْ اشعارِ دیگران را نیز که بدو منسوب داشته بودند، بدانستم.“
[١]. خ ل: لتطفی.
[٢]. چهار بیت اوّل را در دیوان قیس بن ملوّح عامری آورده و راجع به او دانسته است؛ و بیت سوّم و چهارم را مرحوم بحرالعلوم در رسالۀ منتسب به او در سیر و سلوک، شاهد آورده است.
[٣]. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون مصدر این اشعار رجوع شود به ص ٢٤٨؛ همچنین جهت اطّلاع بر ترجمۀ آن رجوع شود به الله شناسی، ج ١، ص ١٢١. (محقّق)