آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٥ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
خشك است و با برگردان پرتو خورشيد و اختران گرمى دارد و در پيدايش خلط صفراء و سوداء اثر ميكند و سوم خوراك است كه خون حاصل آن در زيست تن اثردارتر است از اخلاط ديگر با اين كه اشياء برونى ديگر اثر فراوانى در آن ندارند و چهارم آب است كه اثرش در پديد شدن بلغم روشن است.
١٥- در اختصاص (١٠٩): بسندش از امام ششم ٧ كه: نخست قياسگر ابليس است كه گفت: مرا از آتش آفريدى و او را از گل و اگر ابليس ميدانست آنچه را خدا در آدم آفريده بر او نميباليد سپس فرمود: خدا فرشتهها را از نور آفريده و جان را از آتش و پرى را كه صنفى از جانّاند از باد و صنفى پرى را از آب آفريده و آدم را از صحنه زمين و گل سپس در آدم نور و آتش و باد و آب را روان كرده با نور بيند و انديشد و فهمد و با آتش خورد و نوشد و اگر آتش در معده نبود خوراك را آسيا نميكرد و اگر باد درون آدمى نبود آتش معده شعلهور ميشد يا شعلهور ميكرد و اگر آب درون آدميزاده نبود كه آتش معده را خاموش كند آتش درونش را ميسوخت و خدا در آدم اين پنج جوهر را فراهم كرد و در ابليس يكى از آنها بود و بهمان باليد.
١٦- در نهج (شماره ٧ حكم): تعجب كنيد از اين آدمى كه با پيه بيند و با گوشت گويد و با استخوان شنود و از سوراخ بينى نفس كشد.
١٧- در علل محمّد بن علي بن ابراهيم: كه پرسيدمش مرگ از چيست؟ و از چه باشد؟ فرمود: از چهار طبع كه در آدمى تركيب شدند، دو مرّه و خون و باد روز قيامت هر چهار آنها از آدمى بيرون كشيده شوند و مرگ از آنها آفريده شود و آن را بشكل چپشى خاكسترى آورند و ميان بهشت و دوزخ سربرند و اين چهار طبع در آدمى نباشند و هرگز نميرد.
١٨- در خصال (٩٨- ١٠٠) و در علل (ج ١ ص ٩٢): بسندى از ربيع يا منصور كه امام ششم ٧ روزى در مجلس منصور بود و مردى هندى كتابهاى طب را ميخواند در بر او، و امام ششم بخواندن او گوش ميداد تا هندى