آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٣ - روايات
٢٨- در كافى (ج ٢ ص ٣٢٤): بسندى از امام ششم ٧ كه در بنى اسرائيل مردى بود و سه سال بدرگاه خدا دعا كرد كه باو پسرى بدهد، و چون ديد خدا مستجاب نكند گفت: پروردگارا آيا من از تو دورم كه نشنويم يا تو بمن نزديكى و مرا پاسخ ندهى فرمود: يكى بخوابش آمد و گفت: تو سه سال است خدا را با زبانى بىشرم و دلى سركش و ناپرهيزكار ميخوانى و با نيتى ناراست، از بيشرمى خود را باز كن و دلت پرهيزكار شود و خوش نيت باش، فرمود: آن مرد چنين كرد و آنگه بدرگاه خدا دعا كرد براى او پسر زاد.
٢٩- در مجالس شيخ: بسندش از شمر بن عطيه كه پدرم بعلى بن أبى طالب ٧ بد ميگفت، بخوابش آمدند و باو گفتند: توئى دشنام گوى علي؟ و خفهگى گرفت كه تا سه بار ببستر خود ريد.
٣٠- در قصص راوندى: بسندش از امام ششم ٧ كه چون پادشاه فرمانداد بزندان كردن يوسف ٧ خدا بآن حضرت تعبير خواب را الهام كرد و براى زندانيان خوابشان را تعبير ميكرد.
٣١- در مجالس ابن الشيخ: بسندش كه پيغمبر ٦ فرمود: چون آخر الزمان شود خواب مؤمن دروغ نباشد و درستترين خواب از راستگوترين آنانست.
بيان: اين روايت از طرق مخالفان هم رسيده در نهايه است كه در حديث است «چون زمان نزديك شود نزديك است كه خواب مؤمن نادرست نباشد» مقصود نزديكى ساعت است و گفتهاند مقصود زمان برابرى شب و روز است و خواب در آن درست است براى برابرى زمان، و در حديث مهدى است كه «زمان بهم نزديك شود تا سال چون يكماه گردد»- پايان-.
خطابى: در اعلام الحديث گفته: «اذا اقترب الزمان» دو قول دارد يكى اينكه شب و روز بهم نزديك شوند چون روزهاى بهار كه برابر ميشوند و هنگام اعتدال چهار طبع است غالبا، و همچنين در پائيز و معبران گويند درستترين