آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٣ - دنبالهاى دراز اقوال در بيان حقيقت نفس و روح
پديد شوند و بوسيله شرائين كه رگهاى زننده تنند در همه اعضاء روان گردند، يا در مغز پديد شوند و با رشتههاى اعصاب در سراسر تن نفوذ كنند.
و محققان فلاسفه و اهل اسلام معتقدند كه نفس جوهريست مجرّد در ذات وابسته بتن براى سرپرستى آن و نخست پايگاهش روح است كه در گوشه چپش از بخار و لطيف غذا پديد مىشود و بدان نيرو دهد تا در همه تن روان شود و بهر عضوى نيرو رساند از آنچه پيش گفته شد.
آنان كه جسمش دانند چند دليل آرند.
١- آنچه كليات را درك كند كه نفس است همانست كه جزئيات را درك كند زيرا ما كلّى را بر جزئى تطبيق كنيم و گوئيم: اين گرمى است و حاكم را بايد هر دو چيز را تصور كند و ميان آنها حكم كند و شكّى ندارد كه مدرك جزئى جسم است زيرا ميدانيم كه چون آتش را لمس كنيم همان عضو لامس است كه گرمى را درك كند، بعلاوه هر جاندارى جزئيات را دريابد با اينكه باتفاق نفوس مجرّده ندارند.
و آن را جواب گفتند: كه ما نپذيريم مدرك حرارت عضو لامس است بلكه نفس است و عضو ابزار او است و قبول داريم مدرك كلى و جزئى همان نفس است، ولى كلّى را بيواسطه و ابزار درك كند، و چون عضو را بكلّى مدرك ندانيم لازم نيايد براى يك مدرك دو ادراك باشد چنانچه گفتهاند.
و ممكن است دفعش باينكه يا بايد براى همه جانداران نفوس مجرّده باشد يا اينكه احساسات آنها بقوى و اعضاء باشد و از آدمى با نفس باشد بواسطه اعضاء با اينكه قطع داريم تفاوتى در ميانه نيست[١].
[١] يك درجه از تجرد در رتبه تجرد نفوس كودكان براى همه جانداران مخالف برهان نيست بلكه موافق آنست و دعوى قطع به بىتفاوتى ميان ادراك آدمى و حيوان پذيرفته نيست زيرا قطع داريم كه مانند همند ولى عدم فرق نحوه ادراك قطع نيست و كارهاى انسانى همه صادر از نفس است حتى قواى نباتى او و آيا مىشود گفت قطع داريم آدمى با گياه در قواى نباتى تفاوت ندارد؟( از پاورقى ص ٧٠)