آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٨ - در اخبار
ناطقه بتن بريده شود و در خواب تصرف او در تن بريده گردد، و مقصود از خروج نفس از تن در خواب قطع تصرف آنست، و مقصود از روح همان جسم بخار مانند لطيف است كه از شيره غذاها و بخارهاى آنها ميباشد و در نظام تن اثر عظيمى دارد.
٤٥- نامه اهليلجه كه امام صادق ٧ بمفضل بن عمر نوشته و در آن مناظره خود را با پزشك هندى در باره اثبات صانع ذكر كرده، فرمود: گفتم آيا اعتراف كردى كه خدا خلق را آفريده يا در دلت شكى مانده؟ گفت: من در اين باره متوقفم و نظر قطعى ندارم گفتم: اكنون كه خود را بنادانى زدى و پندارى كه موجودى نيست جز آنچه با حواس درك شود، منت خبر دهم كه حواس هيچ چيز را درك نكنند و جز بوسيله دل شناختى ندارند، زيرا دل همانا شناسنده هر چيز است بدانها كه تو مدعى هستى آنها وسيله شناخت دلند.
گفت: اكنون كه چنين گفتى نپذيرم از تو جز با بررسى دقيق و با توضيح و بيان و حجت و برهان.
امام- نخست با تو از اينجا آغاز سخن كنم كه خود دانى، بسا همه حواس يا برخى از آنها پرت شدند و دل است كه زيان و سود امور را در آشكار و نهان ميفهمد و بدان واميدارد و از آن بازمىدارد و كار خود را در آن استوار سازد.
هندى، گفتارت در اينجا بدليل ماند ولى من مىخواهم در اين باره توضيح بيشترى بدهى.
امام- تو ندانى كه حواس بروند و دل بجا ماند؟
هندى، چرا ولى دليلى بر فهم اشياء ندارد كه از حواس فهم شوند.
امام- نوزاد پاره گوشتى است كه مادر زايد نه گوش و نه چشم و نه ذوق و نه لمس و بوئيدن او را دليل بر چيزى نباشد.
هندى آرى درست است.
امام- پس كدام حسش دليل خواستن شير گردد چون گرسنه شود، و دليل خنده گردد پس از گريه و سير شدن از شير و كدام حواس، درندهها را و پرندهها