آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٠ - فائده دوم اينكه ارواح و تنها برابرند و هر روحى تنى دارد و تناسخ باطل است
كه هيچ جانورى از نژاد آدم نيست و اگر اجماع نبود روا بود، و بر اين تقرير ما، صحت اخبار مسخ از طرق ما انكار شود، زيرا همه آنها دلالت دارند بر مسخ آنان كه سزاوار كيفر و نكوهشند از دشمنان و مخالفان.
اگر گفته شود: شما روا داريد خدا تعالى جاندار زيبائى را جانور نازيبا بلكه زشت و نفرت بارى كند؟ گوئيم: در نخست آن را روا دانستيم براى كيفر زيبا صورت كه دگرگون شده زيرا مايه اندوه و افسوس او گردد، ولى اين در باره جاندار بىتكليف روا نيست و تغيير صورتشان بيهوده است، و اگر غرضى در آن باشد كه آن را نيكو سازد رواست- پايان-.
و ظاهر سخنش- ره- از آغاز تا انجام اينست كه با مسخ حقيقت آدميت دگرگون شود و نوع دگر گردد[١] و در آن اعتراض است و حق اينست كه اگر انسان همين كالبد و نقشه محسوس است مسخ شده انسان نيست بلكه ميمون و يا خوك است بحقيقت و اگر امتياز و شخصيت آدمى بروح مجرد يا سارى در تن است آدميت بجا است و آدمى است بشكل جانور و از نوع انسان نوع دگر نشده است و از أبى جعفر ٧ روايت شده كه فرقهاى كه فاصله گرفتند از يهودان شنبه كه ميمون شدند چون پس از آن بآبادى خود درآمدند ميمونها خانوادههاى آدمى خود را شناختند ولى آدمها فاميلهاى ميمون خود را نشناختند، و مردم بآنها گفتند: «آيا ما شما را نهى نكرديم».
و در تفسير عسكريست كه خدا همه را ميمون كرد و در شهر بسته ماند نه كسى از آنها برون شد و نه درون آمد كسى، مردم آباديها اين بگوش هم رساندند و آمدند از ديوار شهر بالا رفتند و بدانها سر كشيدند ديدند همه از مرد و زن ميمون شدند و ميان هم ميلولند، و ناظران آشنايان و خويشان خود را ميشناختند و بآنها ميگفتند
[١] اين استظهار از كلام سيد- ره- عجب است با اينكه كلام او صريح است كه مسخ تغيير شكل است نه تغيير نوع و حقيقت و همين است نزد او فرق ميان تناسخ محال و مسخ ممكن فتدبر جيدا( شرح مترجم).