آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤١ - باب چهل و سوم در آفريدن ارواح پيش از اجساد، چرا بتن پيوستند، برخى كارهاى ارواح از الفت گرفتن و كنارهجوئى و دوستى و احوال ديگر
و بسا كه مقصود از روح خدا ذات او است و اشاره است به شدت ارتباط ارواح مقربين و دوستان با اخلاص شيعه بجناب حق تعالى كه آنى از خدا غفلت ندارند و فيض او پياپى بدانها رسد از علم و حكمت و كمالات و هدايات، بلكه خواست دل چون از خود ارادهاى ندارند و همه كار خود را بپروردگارشان وانهادند چنانچه در باره آنها فرموده «نخواهند جز آنكه خدا خواهد، ٢٩- التكوير».
و در حديث قدسى است كه «چونش دوست دارم منم گوشش و چشمش و دستش و پايش و زبانش» و سخن تمام در اين باره در جاى خودش بيايد ان شاء اللَّه باندازه فهم من و اللَّه الموفق.
٢٦- قرب الاسناد: از مسعدة بن زياد كه شنيدم امام صادق ٧ در جواب اين سؤال كه آيا كسى چيز نديده را دوست ميدارد؟ فرمود: آرى، باو گفتند مانند چى؟ فرمود: مانند اينكه يك خوراكى را براى آدمى شرح دهند كه هنوز نخورده و آن را دوست ميدارد، و آنچه مانند آنست و مانند مرديكه براى يارانش آنچه را دوست دارد يادآور ميكند، و آنچه بدست دارى از نمونهها بيشتر از آنست كه واگذارى.
بيان: شايد مقصود پرسنده پرستش از دوست داشتن برادر مؤمن است كه نديده چنانچه در اخبار ديگر است.
٢٧- در مجالس شيخ: بسندش از امام پنجم ٧ كه چون امير المؤمنين ٧ در بستر مرگ افتاد پسرانش را جمع كرد و بآنها وصيت كرد و سپس فرمود: اى پسرانم راستى كه دلها چون لشكرهاى آمادهاند بدوستى بهم چشم دارند و بدان با هم راز گويند، و در دشمنى هم چنين باشند، چون مردى را بىاينكه از او نيكى ديديد دوست داريد بدو اميد بنديد، و چون مردى پى اينكه از او بدى ديديد دشمن داريد از او حذر كنيد.
٢٨- در مجالس ابن الشيخ: بسندش از حنان بن سدير از پدرش كه بامام ششم ٧ گفتم: بمردى برخوردم كه پيش از آن روز مرا نديده و منش نديدم و