آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٠ - در اخبار
اختلاف دارند براى چرخيدن فلك و جا بجا شدن آنها در بروج روز بروز و ماه بماه و سال بسال يكى تندرو و يكى كندرو و يكى ميانهرو، سپس برگشت و استقامت آنها و عرض و طولى كه بخود گيرند، و نهانى آنها در برابر خورشيد كه بتابد و پديد شدن آنها چون غروب كند.
و روان بودن پيوسته خورشيد و ماه در بروج بىتغيير در وقت و زمانشان، كه ستارهشناسان آن را بدانند روى حساب منظم و دانسته طبق حكمت او و خردمندان بدانند كه اين تدبير بحكمت آدمى و بررسى اوهام و انديشه كسى نيست، و دل بدنبال رهنمائى آنچه چشم بيند بفهمد كه براى اين خلق و تدبير و كار شگفت صانعى است كه آسمان را نگهداشته تا بر زمين نيفتد، و آنكه خورشيد و ماه در آن نهاده آفريننده آسمانست.
چشم زمينى را كه روى آن جا دارد بيند و دل را خبر كند و دل بعقل خود بفهمد كه نگهدار زمين پهناور از اينكه فروافتد يا بهواء برآيد با اينكه بيند اگر يك پر افتد با همه سبكى فروافتد بجاى خود هم او است كه آسمان را بالاى زمين نگهداشته و گر نه زمين با آنچه بر آنست از كوههاى سنگين و مردم و درختها و درياها و تپههاى ريگ فرو مىافتاد، و دل برهنمائى ديده بفهمد كه مدبّر زمين و همان مدبّر آسمانست، گوش بانك بادهاى سخت و تند و بادهاى آرام و خوش را شنود و چشم بيند كه درختهاى بزرگ را از جا بكند و ساختمانهاى محكم را ويران سازد و ريگهاى سنگين را برانگيزد و جا بجا كند.
رانندهاى نيست كه بچشم آيد يا بگوش درك شود و يا بحواس ديگر نه تنى دارد كه بسيده شود، نه اندازه دارد كه ديده شود، و چشم و گوش و حواسّ بر اين نيفزايند كه دليل دل باشند بر اينكه آن را صانعى است، براى آنكه دل بخرد خود انديشد و بفهمد باد خود بخود نجنبد و اگر چنين بود از حركت نميايستاد، و يك جا را ويران نميكرد و يك جا را معاف كند و يك درخت را نميكند و ديگرى را رها نميكرد در كنارش، و در يك جا نبود و از جاى ديگر روگردان باشد.