آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١٤ - خاتمه تعبير بعضى از خوابها
و ريش بىاندازه دراز وام يا اندوه است.
حنا بستن بسر و ريش پردهپوشى است، و موى سبيل وزير بغل فزونى بديست و كاستن آن خوب است، و گوش زن يا دختر او است، و گوش و چشم دين است، و آواز شهرت ميان مردم در كارى كه كرده و باو بندند، و چشم دين است و اگر در خواب بيند كور است از اسلام گمراه شود، و اگر بيند يك چشم است نيم دينش برود يا گناه بزرگى كند، چشم درد، بدعتى در دين گزارد، مژگان، حفظ دين كند، و هم سرمهكشيدن.
پيشانى و بينى، جاه باشند، دهان، گشايش و پايان كار، دل، سرپرستى، زبان، تبليغ كردن و حجت بر طرف آوردن، بريدن زبان، از دست دادن حجت در نزاع و بسا كه زبان، نامآورشدن باشد كه خدا فرموده «و بنه برايم زبان راست در آيندگان، ٨٤- الشعراء» زبان بريدن زن خوبست و نشانه عفت.
دندانها، خانوادهاند و خويشان، دندان پيشين، نزديكتر خويش، و دورترها دورتر خويش، دندان بالا، مردان خويش و دندان پائين، زنان خويش و سخن در باره آنها، اگر در خواب بيند دندانهايش در كفش افتادند زنان خاندانش فزون گردند، و اگر از دستش افتادند پيش از او بميرند، گردن، امانتدارى و دينداريست لاغريش، واماندن از امانت و دين است، بازو، برادر يا فرزند است، و دست برادر است و بريدنش، مرگ است، دست درازى كار خير است، و انگشتان، برادرزادهاند، و انگشتان تنها، بىدست پنج نمازند و كاستى آنها، نقصان در نماز است ابهام نماز بامداد است، سبابه ظهر، ميانه، عصر و دنبالش مغرب و انگشت خرد عشاء.
سينه، بردباريست و تحمل، پستان، دختر است، شكم و رودهها، مال و فرزند، و اگر بيند كه از رودههاش بيرون افتاده، مالش ظاهر شود، كبد، گنج است و در حديث است كه زمين تيكههاى كبدش بدراندازد، يعنى گنجهايش را و همچنين باشند مغز و مخ، دندهها زنان باشند چه از آن آفريده شدند، و پشت، قوت