آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٢ - دنبالهايست گفتار حكما در باره نيروهاى تن آدمى
برگردد و آنكه از چپ روئيده بحدقه چپ و آن جاى برخورد را مجمع النورين نامند.
فلاسفه در چگونگى ديد اختلاف دارند، ماديين آنها گويند شبح ديده شده در جزئى از رطوبت جليديه كه چون تيكه يخ زلال و آينه وار است نقش بندد و چون جسم روشن رنگدارى با آن برابر شود در عدسى نقش بندد چنانچه صورت آدمى در آينه نه اينكه چيزى از ديده شده جدا شود و بديده رسد بلكه صورتش در چشم بيننده پديد گردد، و آمادگى آن با برابرى مخصوص است و وساطت هواى زلال، و رياضيين معتقدند ديد باينست كه پرتوى از ديده بدرآيد مخروطى كه سرش بر ديده است و قاعدهاش بر ديده شده و آنگه اختلاف دارند كه مخروط پرتو توپر است و يكپارچه يا داراى خطوطى است كه در رأس مخروط گرد همند و در قاعده از هم جدا شوند.
و برخى گفتند آنچه از ديده درآيد خطى است مستقيم كه سرش در ديده ثابت است و سر ديگرش بر ديده شده موج بردار و هيئت مخروط بخيال اندازد اشراقيان گفتند نه پرتو است و نه نقشبندى، و ديد همان برابرى جسم روشن است با ديده كه در آن رطوبت زلالى است و با اين شروط و نبودن مانع نفس را علمى حضورى و اشراقى بر ديده شده پديد گردد و آن را بخوبى دريابد ولى مشهود از آراء فلاسفه نقش بستن و پرتو انداختن است.
دليل گروه يكم چند چيز است:
يكم: كه عمده است اينست كه چشم جسمى است زلال و نورانى و هر جسمى چنين چون با جسم تيره برابر شود كه رنگ دارد از آن نقش گيرد مانند آينه اما كلى كبرى كه روشن است و اما اينكه عدسى چشم آينه مانند است براى آن كه چون از خواب بيدار شد و چشمش را بمالد در تاريكى نور بيند و چون آدمى بسر بينى خود چشم بخواباند دائرهاى پرتو بيند، و چون از خواب برخيزد نزديك خود روشنى بيند و آنگه نابود شود چون ديده پر از نور بوده، و چون يكى