آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٦ - تفسير
شود براى انجام اوامر و نواهى و وظيفهشناسى «راستى در اين يادآوريست براى كسى كه دل دارد، ٣٧- ق» و آن از عالم امر است كه ماده و مدت نخواهد و بهمان خواست آفرينندهاش باشد كه «همانا امر او است كه چون چيزى را خواهد گويدش باش و ميباشد، ٨٤- يس» چنانچه تن بلكه همان گوشت صنوبرى دل از عالم خلق است و مخالف آنست «هلا از او است خلق و امر، ٥٤- الاعراف».
و گاهى از آن بنفس ناطقه تعبير شود «و نفس و آنكه درستش كرد و الهام كرد باو هرزگى و تقوايش را، ٧- ٨ الشمس» و گاهى هم روح تعبير شود «بگو روح از امر پروردگار من است» ٨٥- الاسراء» «و دميدم در آن از روح خودم، ٧٢- ص» سپس از تفسير سمع و بصر گفته: و درست نزد من اينست كه نسبت ديد بچشم چون نسبت بصيرت است بدل، و هر كدام از دل و ديده روشنى دارند، روشنى ديده در آن جا افتاده است چون از عالم خلق است، و آن روشنى جزئى است، و دريافتش از اين روشنى است و هر كدام از اين دو را بلكه هر فردى از آنها را حدّيست كه بدان رسند در شدت و ضعف، و ضعف ناشى از دورى چشمرس تا آنجا رسد كه آن را نبيند يا خردتر از آنچه هست بيند- پايان-.
گويم: تفسير مهر زدن و تأويلش در كتاب عدل گذشت.
«چيزى نميدانستيد» يعنى نادان بوديد بحق نعمتبخشى كه شما را در شكم آفريد و درست كرد و از تنگى بفراخى برآورد، و اين اندامها را در شما تركيب كرد براى برداشتن نادانى كه بهمراهش زاديد و جلب دانش و عمل بدان براى شكر نعمت بخشى و هم پرستش او و حقشناسى او و ترقى بدان چه سعادت شما است (از زمخشرى).
نيشابورى گفته: بدان كه جمهور حكماء پنداشتند آدمى در آغاز آفرينش خود از همه دانشها و فرهنگها تهى است جز اينكه خدا گوش و چشم و دل و نيروهاى دريافت ديگر برايش آفريده تا بسبب فراوانى ورود محسوسات بر او نقش بندد در خيالش اين ماهيات و صورتشان در ذهنش حاضر شود، سپس مجرّد حضور