آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٠ - فرع دوم غيبگوئى
و باز ناصبى ميگويد: رسول خدا ٦ در خواب ديدم بهمراه أبو بكر و عمر و عثمان و مرا بدوستى آنها فرمانداد و از دشمنى آنها بازداشت، و بمن آموخت كه ياران اويند در دنيا و آخرت و با اويند در بهشت و مانند آن از عقائد مخصوص ناصبيها و بناچار ميدانم يكى از اين دو خواب درست و يكى نادرست و درستش همانست كه در بيدارى بدليل ثابت شده باشد و شيعى را نرسد كه ناصبى را دروغ پرداز داند در خواب ديدن پيغمبر ٦ زيرا او هم معارضه بمثل تواند كرد.
و يك ناصبى را ديدم كه شيعه شد و بما گزارش داد كه خوابهايش ضد آنها است كه در ناصبى بودنش ميديده، و روشن شد كه يكى از اين گونه دو خواب نادرست است، و نتيجه حديث نفس يا وسوسه شيطانست و مانند آن، و خواب درست همان لطف خداست به بندهاش بمعنائى كه پيش وصف كرديم.
و گفتار ما در خواب درست كه آدمى پيغمبر را در خواب بيند باين معنا است كه مانند آنست كه ديده نه بحقيقت پرتو ديدهاش بتن پيغمبر افتاده، كدام ديده در خواب بينائى دارد؟ و اين جز يك تصور و خيال نباشد كه بلطف خدا چون دانشى است، و اين منافات ندارد با خبرى كه گويد: «من رآنى فقد رآنى» زيرا مقصود تشبيه است، و براى خردمند در اينجا خطائى نباشد.
مازرى از عامه در شرح قول پيغمبر ٦ «الرؤيا من اللَّه و الحلم من الشيطان» گفته: عقيده أهل سنت در حقيقت رؤيا اينست كه خدا تعالى در دل خوابيده عقائدى آفريند چنانچه در دل بيدار، و او است كه هر چه خواهد كند و خواب و بيدارى بازش ندارد، و چون اين عقائد را آفريند آنها را نشانه امور ديگرى سازد كه دوباره آفريند يا آفريده باشد، و چون در دل خوابيده آفريند كه پريده با اينكه پرنده نيست اين اعتقاد ناشدنى نشانه يك امر شدنيست چنانچه خدا ابر را نشانه باران آفريده و همه آفريده خدايند ولى خدا رؤيا و عقائد را نشانه شادكنندهها آفريده در نهانى از شيطان و نشانه زيانآور در حضور شيطان و آن را مجازا بوى بسته چون در بر او بوده و او را در حقيقت كارى نباشد.