آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٩ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
دل آنها است نه از روى ناخواهى و بيچارگى و خطاء و فراموشى باشد.
گفتهاند: مؤمن گرد گناه نگردد جز بيكى از اين وجوه پس مقصود مؤمن كامل است كه از عذاب آخرت بر او نگرانى نيست، و بتفسير ما جز او را هم شامل است، و پريشانى در تعبيرهاى خبر روشن است و گويا از راويها است و با اين همه در آن رموز نهان و اسرار نهفته و حكم ربانيه و حقائق ايمانيه مندرج است براى كسى كه دلى دارد و گوشى شنوا و حاضر.
٧- در علل (ج ١ ص ٩٨- ١٠٠): بسندى از امام ششم ٧ كه امير المؤمنين ٧ فرمود: راستى چون خدا تبارك و تعالى خواست بدست خود خلقى آفريند پس از اينكه ٧ هزار سال از زندگى پرى و نسناس در زمين سپرى شد و خدا بتدبير و تقدير خود در كار شد كه آدم را براى هدفى از پديد كردن آسمانها و زمين و دانستن آنچه از آن خواسته پديد سازد، پردههاى آسمانها را بالا زد و فرمود بفرشتهها:
بنگريد باهل زمين از آفريدههاى پرى و نسناس من! و چون ديدند هر آنچه از گناه و خونريزى و تباهى بناحق در زمين ميكنند بر آنها گران آمد و براى خدا خشم كردند و بر اهل زمين افسوس خوردند، و خود را نگهداشتند، و گفتند، پروردگارا تو عزيز جبارى قاهر بزرگوارى، اينان خلق ناتوان و خوار زمين تواند، در كف قدرت تو ميچرخند و از روزى تو ميخورند و از عافيت تو بهرهمندند با اين حال تو را چنين گناه كنند و افسوس ندارى، از آنچه بينى و شنوى خشم نكنى و انتقام نگيرى، اين بر ما ناگوار است و گران.
چون خدا گفته فرشتهها را شنيد، فرمود: البته من در زمين گذارندهام جا گزين بر آنها تا حجت من باشد در زمينم بر خلقم، فرشتهها گفتند: منزهى تو در آن مينهى كسى كه تباهى انگيزد و خونريزد با اين كه تسبيح كنيم بسياست و تقديس كنيم برايت گفتند آن را از ما بنه كه نه در زمين تباهى انگيزيم و نه خونريزيم، خدا جلّ جلاله، فرمود: اى فرشتههايم من دانم آنچه ندانيد، من خواهم بدست خود خلقى آفرينم. و نژادش را پيمبران مرسل و بندههاى خوب سازم و امامانى رهبر كه