آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٨ - فائده پنجم در كمالات نفس و مراتبش،
يعنى عقلپسند باندازه توان آدمى، و آن حكمت عملى ناميده شده.
و حكمت را بطور عموم تعريف كردند كه خروج نفس است از آمادگى بعمل در كمالى كه برايش ممكن است از نظر علم و عمل جز اينكه چون اختلاف بسيار است و بيهوده گوئى و گمراهى در باره كمال فراوان، و هم در باره واقعيت موجودات چنانچه شايد، بايد در حكمت پيروى از كسى كه داراى معجزه خيرهكننده است نمود كه از طرف خدا تعالى رهبرى شده.
و حكمت حقيقى همان شريعت است ولى نه تنها همان احكام عمليه بلكه بمعنى شناخت نفس و سود و زيانش و عمل بدان بروش أهل تحقيق كه اشاره شده است بدان در قول خدا «بهر كه حكمت دادند دانش بسيار در كفش نهادند، ٣٦٦- البقره» و آن فقه است و فقه نام علم و عمل هر دو است.
و حكمت بتفسير شناخت همه چيز چنانچه هست بخش شده به نظريه و عمليه زيرا اگر دانستن اصولى است كه در توان و اختيار ما است حكمت عملى است و هدفش كار و خيرخواهى است و گر نه نظريست و هدفش دريافت حقيقت، و هر كدام در نظر ابتدائى سه بخشند نظرى: الهى، رياضى، طبيعى، و عملى: علم اخلاق علم تدبير خانواده، علم سياست مدنى.
زيرا اگر موضوع در نظرى مادى است در تصور و هستى علم طبيعى است و اگر ماديست در هستى خارجى نه در تصور، رياضى است چون بررسى خط و سطح و جز آن كه در وجود مادى است نه در تصور، و اگر در تصور و وجود مادّى نيست علم الهى است و آن را علم أعلى و علم ما بعد الطبيعة نامند چون بررسى واجب و مجرّدات و آنچه بدان وابسته است و حكمت عملى اگر وابسته بنظم حال فرد و پرورش نفس است حكمت اخلاقى است، و اگر راجع بنظر زندگى مشترك خاندانست حكمت منزلى و خاندانيست و اگر راجع بنظم زندگى عمومى است حكمت سياسى و مدنيست.
سپس گفته: آدمى را نيروى خواست است كه جلب سود كند و رفع زيان