آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٩ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
بن موها است و دور نيست كه اصلش باصوله باشد و تصحيف شده بقرينه آنكه برابر اطراف آمده، چون مصب نور است، زيرا بيشتر نورها آسمانيند و از بالا آيند يا مقصود اينست كه اعصاب روحرسان بدو چشم در درون پيشانيند و اگر مو داشت بن آنها باين اعصاب ميرسيد و مانع ورود روح بآنها ميشد كه نور بخشند.
يا اينكه مزاج روح حامل نور گرم و تر است و با مو كه از سرد و خشك تراود ناساز است و معنى نخست روشنتر است، و اينكه فرموده دندان نيش ستون دندانها است بسا براى اينكه چون بلند است نميگذارد دندانها روى هم افتند در همه حال چنانچه ستون نميگذارد سقف فروافتد يا اين كه چون بلند است از دندانهاى ديگر پابرجاتر است و مانع لرزش و افتادن آنها است چون بهم پيوستهاند مانند ستونى كه بر زمين وادارند و ميان آنها تخته گذارند و آنها را نگهدارد.
و مؤيد آنست كه اين دندان غالبا پس از ديگران بيفتد و از آنها محكمتر است، اينكه فرموده منى از مهره پشت بكليه ريزد موافق عقيده جالينوس است كه گذشت و گويا بجاى مثانه «انثيين» بوده زيرا نگفتند كه منى بمثانه گذر كند چنانچه دانستى جز اينكه مقصود گذر از نزديك آن باشد چنانچه گذشت، شيخ در قانون در بيان اوعيه منى گفته: اين اوعيه نخست بالا روند و زيرتر از مجراى بول بگردن مثانه چسبند، با اين كه بيشتر آنچه حكماء گفتند بگمان و تخمين است و اگر خبر درست باشد گفته آنها باطل است «و در اين صورت همه كف پا بزمين ميچسبيد» و چون خلاء نميشود ميان كف پا و سطح زمين هوا نبود و نميشد يكى را از ديگرى جدا كنى مگر هر دو را با هم از جا بردارى و اگر هواى اندكى در ميان بود دشوار بود و تهى بودن كف پا براى اينست كه هواء زير آن باشد و با برداشتن آن از زمين هواى بيشترى زير آن درآيد و دشوارى در گام برداشتن نباشد.
١٩- در علل (. ص ٨٦): بسندى از ابن أبى ليلى كه نزد امام ششم ٧ رفتم و نعمان (أبو حنيفه) با من بود، امام فرمود: كيست اينكه با تو است؟