آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٠ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
گفتم: قربانت مردى از اهل كوفه كه صاحب نظر است و رأى نافذ دارد و نعمانش گويند، فرمود: شايد او است كه اشياء را برأى خود قياس ميكند؟ گفتم؟ آرى فرمود: اى نعمان ميتوانى بخوبى سر خود را بسنجى؟ گفت: نه، فرمود:
ندانمت كه چيزى را خوب بدانى و جز از ديگرى سخن رانى، آيا كلمهاى را ميدانى كه آغازش كفر و پايانش ايمانست؟ گفت: نه، فرمود: ميدانى شورى در دو چشم و تلخى در دو گوش و سردى در دو سوراخ بينى، و شيرينى در دو لب چه باشند؟
گفت: نه.
ابن أبى ليلى گفت: قربانت آنچه فرمودى براى ما تفسير كن فرمود: پدرم از پدرانم از رسول خدا ٦ بمن بازگفت كه خدا تبارك و تعالى دو چشم آدميزاده را از دو پيه آفريده و در آنها شورى نهاده و اگر نبود البته آب ميشدند، و شورى هر خاشاك كه در چشمها افتد دور اندازد، و تلخى در دو گوش نهاد كه پرده مغز باشد و هيچ جانور در گوش نيفتد جز بيرون آمدن جويد، و اگر چنين نبود بمغز ميرسيد، و شيرينى دو لب منتى است كه خدا بآدميزاده نهاده تا آب دهان و مزه خوراك و نوشابهاش شيرين باشد، و دو سوراخ بينى را خنك ساخته تا هر چه در سر باشد بكشد بيرون.
گفتم: سخنى كه آغازش كفر و پايانش ايمانست چيست؟ فرمود آن لا اله الا اللَّه است، كه آغازش نفى معبود است و آخرش اثبات خدا و ايمانست، سپس فرمود: اى نعمان مبادا قياس كنى كه پدرم از پدرانش از رسول خدا ٦ بمن باز گفت: هر كه چيزى را بچيزى قياس كند خدا عزّ و جلّش در دوزخ با ابليس همدوش سازد، زيرا او نخست كس است كه در برابر خدا قياس كرد، رأى و قياس را وانه زيرا دين برأى و قياس بنا نشده.
بيان: اخبار بسيارى در اين موضوع در باب بدع و قياسات گذشتند، و در برخى است كه مرّتين را در دو گوش نهاد تا هر چه در آنها درآيد بميرد، و اگر چنين نبود خزندهها آدميزاده را ميكشتند، و دو لب را شيرين نمود تا آدميزاده مزه