آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦ - حقيقت نفس چيست
و امّا در بحث دوم اينست كه لفظ امر گاهى بمعنى كار است، خدا فرموده «و ما امر فرعون برشيد، ٩٨- هود» و فرموده «و لمّا جاء امرنا، ٦٧- هود» يعنى كار ما، پس امر ربى در اينجا بمعنى كار پروردگار من است و دليل است كه پرسش آنها اين بوده كه روح قديم است يا حادث و فرموده: حادث است و كار خدا است.
و دليل آورده كه «بشما دانشى اندك داده شده» چون ارواح بشر در آغاز آفرينش خود نادانند، و فرهنگ و دانش در آنها حاصل شود و پيوسته دچار دگرگونيست و كم و بيش و اين خود دليل حدوث است پس سؤال از حدوث روح بوده و جوابى مستدلّ بدان داده شده.
گويم: سپس اقوال ديگر را در تفسير روح آورده راجع بدين آيه، كه مقصود از روح قرآنست چنانچه گذشت، يا أعظم فرشتهها است در قدرت و نيرو كه در اين آيه است «يوم يقوم الروح و الملائكة صفّا ٣٨- النبأ».
و از على ٧ نقل كردند: كه آن فرشته ايست با ٧٠ هزار چهره كه در هر چهره ٧٠ هزار زبان دارد و با هر زبانى به ٧٠ هزار لغت تسبيح خدا تعالى گويد، و خدا از هر تسبيحش فرشتهاى آفريند كه با فرشتهها پرواز كند تا روز قيامت، گفتند: خدا آفريدهاى از روح بزرگتر نيافريده جز عرش، و اگر خدا خواهد آسمانها و زمينها را يك لقمه كند.
سپس بدين تفسير و اين روايت بوجوه ناروائى اعتراض كرده و تفسير ديگر آورده كه جبرئيل است و تفسير چهارمى از مجاهد نقل كرده كه آفريده ايست جز فرشته بصورت آدميزاده كه ميخورد و دست و پا و سر دارد، أبو صالح گفته بمردم ماند و از مردم نيست، در قرآن و اخبار درست دليلى براى اين گفته نيافتيم.
[حقيقت نفس چيست]
سپس در باره شرح عقائد مردم در باره انسان گفته: بخوبى دانسته شود كه در اين ميانه چيزيست كه آدمى با من بدان اشاره كند و چون گويد: دانستم، فهميدم ديدم، شنيدم، چشيدم، بوئيدم، بسيدم، خشميدم، همه همانست، آيا مقصود