آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٤ - فرع دوم غيبگوئى
و همان طور در حافظه بمانند و متخيله در آنها دست نبرد رؤيا درست درآيد و نياز بتعبير ندارد، و اگر متخيله غالب و ادراك نفس ناتوانست تبديلى مناسب در آن رخ دهد چنانچه علم شير نمود كند و دشمن مار و شاه دريا و كوه، زيرا دانستى هر چيزى را صورتيست جدا در هر نشانه، گرچه با هم توافق دارند.
گفته: مردى نزد ابن سيرين آمد و گفت در خواب ديدم كه مهرى بدست دارم و دهان هر مرد و فرج هر زنى را مهر ميزنم باو گفت تو مؤذنى و در ماه رمضان سپيده دم اذان گوئى و تصديق كرد، ديگرى آمد و گفت: در خواب ديدم روغن زيت در زيتون ميريزم.
گفت: اگر كنيزى همبستر دارى بررسى كن كه او مادر تو است، چون زيتون مادر زيت است، و او بررسى كرد و كنيزش مادرش بود كه در خردساليش باسيرى رفته بود.
ديگرى گفتش: در خواب ديدم كه درّ بگردن خوكها بندم، گفت گويا حكمت بنااهل آموزى، و همچنان بود.
و بسا متخيله چيزى را بدل بمانند آن كند يا بضدّ آن، چنانچه خواب بيند پسرى برايش زاده و دخترى آيد يا بعكس، و تعبير اين گونه خوابها نياز بتصرف و برگردان دارند، و بسا انتقالات متخيّله منحصر بيك نوع نيست و تعبير دچار انشعاب شود و نسبت بشخص و حال و صنعت و فصل سال و بهى و بيمارى خواب بيننده مختلف گردد و معبر را حدسى بايد، و بسيار دچار اشتباه شود.
و اگر نفس آدمى پست و دنيا پرست و اندر شهوت و نافرمانى باشد و نيروى متخيله را بخيالهاى فاسد و جز آن كشد كه مايه تيرهگى دل و بد سرشتى مغز است و در خواب بجوهر روحانى پيوستى ندارد و متخيله سر خود در كشور خود صورت سازى كند چنانچه اشخاص و اشياء را در خارج ديده و برخى بكلى ياوه باشند و بازيگرى و پريشانى خيال كه بيشتر بدان دچار است، و از آنها در عالم خوب بصور ديگر منتقل گردد و بحكايت آنها پردازد چنانچه حواس در بيدارى بويژه اگر