آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٥ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
و آن را نار اللَّه نامند، و مقصود از نور يا نور چشم است يا اعم از آن و قوا و مشاعر ديگر زيرا نور آنست كه سبب پديدارى چيزها است چنانچه بارها گذشت «بباد شنود و بويد» چون هوا صوت و بو را ميرساند، و آبى كه لذت خوراك و نوشابه است همان آب دهانست كه مزه را بذائقه ميرساند چنانچه گذشت. آتش معده همان حرارت غريزيه است كه آتش آدميزاده است و او را بخوردن و نوشيدن وادارد و خوراك و نوشابه را هضم كند، و نار هيزم آنست كه بيافروزند و هيزم و هر سوختنى را بخورد و ننوشد چون آب آن را خاموش كند، آتش درخت آن بود كه از درخت سبز بجهد كه خدا فرمود «آنكه نهاد در درخت سبز براى شما آتش» و تفسيرش گذشت كه آن آبى كه درخت را سيراب كند بنوشد و چيز ديگرى كه بدو رسد هضم نكند و سخن در آن گذشت.
حباحب را نام مردى بخيل دانند كه آتش سستى روشن ميكرد تا مهمان نفهمد و باو وارد نشود و آتش او ضرب المثل شد تا آتشى كه اسب بسم خود برافروزد نار حباحب گفتند- از قاموس- و شايد مراد اينست كه چون از ميان آهن و سنگ تراود و آب در آنها نفوذ نكند و چيزى را نسوزد گويا نه بخورد و نه بنوشد و سخن در باره آن گذشت.
٤- در عيون (ج ١ ص ٨٢): بسندى كه موسى بن جعفر ٧ بهارون الرشيد وارد شد و رشيدش گفت: يا ابن رسول اللَّه از چهار طبع بمن خبر ده فرمود:
اما باد پادشاهى است كه ميسازند با او، و اما خون بندهاى است بد رفتار و بسا آقاى خود را بكشد، اما بلغم دشمنى ستيزهگر اگرش از سوئى راه ببندى از سوى ديگر گشايد، اما مرّه زمينى است كه چون بجنبد هر چه بالاى آنست بجنباند، هارون بآن حضرت گفت يا ابن رسول اللَّه از گنجينههاى خدا و رسولش بمردم انفاق ميكنى.
بيان: بسا مقصود از باد صفراء است كه تند است و لطيف و زود اثر و سزد