آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٣ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
همكارى در درستى، مراقبت، صبر، نصرت، يقين، رضا، يقين، رضا، راحت و تسليم و از خود دارى برآيد: كفّ نفس، ورع، خوشستائى، پاكدلى، مردانگى، ارجمندى، غبطه، سرور، رسيدن بهدف، انديشمندى، و از شرم برآيد: نرمش، مهرورزى دل نازكى، پىگيرى، خرّمى، پذيرش، نفسكشى، بازگيرى، ورع، خوش خلقى.
و از مداومت بر خير برآيد: بهى، نيرومندى، عزّت، خشوع، انابت، بزرگوارى، آسودگى، رضامندى مردم، خوشسرانجامى، و از ناخواهى بدى برآيد: امانتگزارى، خيانتندارى، دورى از بدى، حفظ فرج، راستى زبان.
تواضع و زارى ببالادست و انصاف با زيردست و خوشهمسايگى، دورى از ياران بد، و از سنگينى تراود: وقار، آرامى، تانّى، دانش، تمكين، بهرهورى، دوستى رستكارى (پيروزى خ ب) فزايش (برترى خ ب) و بازگشت از گناه.
و از گوشدادن بناصح تراود. فزونى خرد، پرمغزى، ستايش مردم، خود دارى از سرزنش، دورى از كوبش، و بهيارى حال، مراقبت پيشآمد، آمادگى در برابر دشمن استوارى ببرنامه و پىگيرى از راه راست، اين ١٠٠ خصلت از آن اخلاق عقلند.
بيان: «وادارد قسوة را با نرمش» الخ يعنى ميانه اين دو خلق را مراعات كند و شور هر كدام را با ديگرى سركوب كند و همين است عدالت اخلاقى يا هر كدام را در جاى خود بكار برد چنانچه خدا تعالى در وصف امير المؤمنين و همگنانش فرموده «فروتنند بر مؤمنان و باعزّت بر كافران، ٥٤- المائدة» و آن دريافت اخلاق پروردگار جهانيانست كه خدا فرمود «آگاه كن بندههايم را كه راستى منم پرآمرزنده و مهربان و راستى عذابم همان عذاب دردناك است، ٤٩ و ٥٠- الحجر».
و آنگه: ظاهر اينست كه مراد از نفس در اين روايت روح حيوانيست و از روح نفس ناطقه و سردى بدان وابسته براى آنكه پيوست آن نفس را بجنبش آرد و خنكش سازد ...