آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٩ - اخبار وارده در اين باب
س ٣- دهان دارى؟ آرى با آن چه ميكنى؟ مزه هر چيز را دريافت مىكنم.
س ٤- زبان دارى؟ آرى، با آن چه ميكنى؟ سخن ميگويم.
س ٥- گوش دارى؟ آرى، با آن چه ميكنى؟ آوازها را ميشنوم س ٦- دست دارى؟ آرى، با آن چه ميكنى؟ با آن ميكوبم و مشت ميزنم.
س ٧- دل دارى؟ آرى، با آن چه ميكنى؟ هر چه باين اندامها درآيد با آن ميفهمم.
س ٨- اين اندامها از دل بىنياز نيستند؟ خير نيازمند آنند.
س ٩- چطور بدان نياز دارند با اينكه سالم و درست باشند؟
ج پسر جانم چون هر عضوى ترديد كند در چيزى كه آن را بوئيده يا ديده يا چشيده يا شنيده يا بسيده بدل مراجعه كند و بوسيله آن يقين پيدا كند و شكش برطرف شود.
س ١٠- پس خدا دل را بر جا داشته براى برطرف كردن شك اعضاء تن؟
آرى.
س ١١- پس ناچار بايد دل باشد و گر نه اعضاء تن استوار نباشند؟ آرى چنين است.
در نتيجه: گفتم: اى ابا مروان راستى خدا تعالى ذكره اعضاء تنت را بىرهبر و پيشوا رها نكرده و برايشان امام ساخته تا هر چه را درست يابند امضاء كند و در هر چه ترديد دارند آنها را بيقين آورد. و اين همه خلق خود را در سرگردانى و شكّ و اختلاف رها كرده و رهبرى برايشان معين نكرده تا در شك و سرگردانى خود بدو رجوع كنند و براى اعضاء تن تو امام و رهبر ساخته؟ دم بست و چيزى نگفت، آنگاه رو بمن كرد و گفت: تو هشامى؟ نه، با او همنشينى؟
نه، پس از كجائى؟ از اهل كوفهام، تو خود او هستى، آنگه مرا در آغوش كشيد