آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١ - حقيقت نفس چيست
آورده تا تأييد كند كه آنچه فروشده محفوظ است نزد پيغمبر و در دلش جا دارد و تغييرپذير نيست، و از او پيمان ستاند براى انذارى كه از او صادر است و خدا آن را بيان كرده كه فرموده «تا باشى از بيم دهندهها».
دوم: اينكه بحقيقت دل طرف خطابست چون تميز بخش و جاى اختيار است و اعضاء ديگر همه در فرمان اويند و دليلش قرآن و حديث و عقل است، اما در قرآن چند آيه است، يكى در سوره بقره «فرودش آورد بدلت، ٩٨» و در اينجا هم فرمود «فروآوردش روح الامين، بر دلت» و فرمود «راستى در اين ياد آوريست براى كسى كه دل دارد، ٣٧- ق» دوم اينكه حق داشتن بپاداش همانا بر تلاش دل است كه فرمود: «باز خواست نكند شما را خدا بسوگندهاى بيهوده ولى باز خواست كند شما را بدان چه كسب كند دلهاتان، ٢٢٥- البقره» و فرمود «نرسد بخدا گوشتهاى آنها و نه خونهاشان ولى بدو رسد تقواى شما، ٢٧- الحج» و تقوى در دل است، زيرا خدا تعالى فرموده «آنانند كه خدا دلهاشان را بتقوى آزموده، ٣- الحجرات» و خدا فرموده «و محقق است آنچه در سينهها است، ١٠- العاديات» و سوّم قول خدا از زبان دوزخيان «اگر بوديم شنوا و انديشمند نبوديم در أهل دوزخ فروزان ١٠- الملك».
و معلوم است كه عقل در دل است و گوش منفذ آنست، و فرموده «راستى گوش و ديده و دل همه مسئوليت دارند، ٣٦- الاسراء» و معلوم است گوش و چشم فائدهاى ندارند جز آنچه بدل رسانند، و باز خواست از آنها همان باز خواست از دل است، و فرمود «ميداند چشمك زدن را و آنچه در سينه نهانست، ١٩- غافر» و خيانت ديده جز بنهادى در دل براى چشمانداز نيست، و چهارم: قول خدا «و ساخت براى شما گوش و ديدهها و دلها كم است كه شكر گزاريد ١٩- السجده» اين سه را بالزام حجت و خواست شكر مخصوص كرد، و گفتيم فائدهاى در گوش و ديدهها نيست جز رساندن بدل تا او قضاوت كند.