آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٢ - در اخبار
و رودخانهها را بسيلهاى كوه مانند بالا آرد و پر از سيل نمايد، و بانگ و غرش آنها گوشها را كر كند.
و زمين مرده را زنده كند و سر سبز گرداند پس از آنكه تيره بوده و زندگى بار سازد پس از آنكه قحط بوده، و گياهان رنگارنگ و خرّم و شكوفان و با زيور برآورد كه زندگى مردم و چهارپايانست و چون ابر بارانش را تا ته بريزد پراكنده شود و برود آنجا كه ديده نشود و ندانند كجا نهان شد.
ديده اين صحنه را بدل گزارش دهد و او بفهمد كه اگر اين ابر سرپرستى نداشت و خودكار بود نيمى از سنگينى بارانى كه داده تحمل نميكرد و اگر بخود روانه بود دو هزار فرسخ و بيشتر نميرفت و بارانش را در جاى نزديكتر ميباريد و آن را قطره قطره نميفرستاد بلكه يكباره سر ميداد و ساختمانها را ويران ميكرد و گياهها را تباه مينمود، و بشهرى نرفتى و شهرى را رها كنى.
و دل با نشانههاى روشن و تابان بفهمد كه سرپرست همه امور يكى است، و اگر دو يا سه بودند در طول زمانه اختلافى در تدبير و تناقضى در امور با ديد ميشد و اوضاع پيش و پس ميشدند، برخى از آنجا بالا است فرومىشد و برخى از آنچه فرو است بالا ميشد، و در طلوع و غروب اختران پس و پيش پديد ميگرديد، و دل از اينجا ميفهمد كه سرپرست هر چه نهان و آشكار است همان خدا نخست موجود است كه آفريننده آسمان و نگهدار آنست و پهن كن زمين و كش ده آنست و سازنده آنچه است در اين ميان كه شمرديم و جز آن كه شماره نشده.
و همچنين چشم رفت و آمد پيوست شب و روز را بيند كه تازهاند و در طول برگشت خود كهنه نشدند و با فزونى رفت و آمد دگرگون نشدند، و كم بيش نگرديدند روز همان روشنى و تابش را دارد و شب همان تيرگى و سياهى خود را هر كدام در ديگرى فروشوند تا بپايان معين معروف درازى و كوتاهى يك نواخت خود رسند، و هر كه بايد در شب آرام شود و هر كه بايد در روز براه افتد، و هر چه بايد در شب براه افتد و در روز آرام شود.