آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣ - تفسير
تفسير
: «يسألونك عن الروح» طبرسى- ره- در (ج ٦ ص ٣٤٧) مجمع گفته: در روح مورد پرسش اختلاف است و چند قول دارد.
١- مورد پرسش جانى است كه در تن آدمى است و پاسخى داده نشده و پرسشكننده يهود بودند، از ابن مسعود و ابن عباس و جمعى و جبّائى هم آن را اختيار كرده، سبب عدول پيغمبر از پاسخشان اينست كه مصلحت دينى آنها در بيجوابى بيشتر بوده، و چون پرسش آنها براى رنج دادن بوده و آزمودن نه براى فهميدن و جواب صريح مايه فزونى عنادشان بود، و گفتهاند يهود بقريش گفتند: محمّد را ٦ از روح پرسيد و اگر بشما پاسخ صريح داد پيغمبر نيست و اگر نداد پيغمبر است كه ما در كتب خود چنين يافتيم، و خداى سبحانش فرمود تا از پاسخ صريح بدانها خوددارى كند، و باندازه فهمشان در باره روح با آنها بگويد تا نشانه راستگوئى او در دعوى نبوّتش باشد.
٢- مورد پرسش حادث بودن روح بوده و خدا فرموده بگو روح از أمر پروردگار من است يعنى از كار و آفرينش او و همين جواب آنها بوده، بنا بر اين شايد مورد سؤال جان آدمى باشد كه ابن عباس و جز او گويند و شايد جبرئيل باشد بقول حسن و قتاده و شايد فرشتهاى باشد كه ٧٠ هزار چهره دارد و در هر چهره ٧٠ هزار زبان كه با همه خدا را تسبيح گويد چنانچه از علي ٧ روايت است يا مورد سؤال عيسى باشد كه او را هم روح نامند.
٣- مورد سؤال مشركان روح است كه همان قرآن باشد از اين نظر كه فرشته چگونهات بدان برخورد و چگونه معجزهات شده، و چگونه نظم و ترتيبش مخالف هر نوع گفتارها شده از سخنرانى و سرودن شعر، و خدا سبحانه قرآن را روح ناميده كه فرموده «و همچنين بتو وحى كرديم روحى از امر خود، ٥٢- الشورى» بگو اى محمّد روحى كه قرآنست از امر پروردگار منست بمنش فرود آورده دليل بر پيغمبريم، از كار بشر نيست و از آنها نشدنيست بنا بر اين هم پاسخ بجائيست ولى بنا بر توجيه يكم معناى روح از أمر پروردگارم است اينست كه آن را خدا داند و كسى