آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٩ - دنبالهايست گفتار حكما در باره نيروهاى تن آدمى
آنكه قوه متخيّله را در خدمت بگيرد كه در دنباله اين تهيگاه است، و لازم نيست چيزى كه ابزار قوهايست جاى آن هم باشد، تا توارد قوى بر يك جا شود چنانچه توهم شده.
چهارم قوه حافظه: و آن براى وهم چون خيال است براى حس مشترك، و دليل جدائى آن دو از هم اينست كه قوه پذيرش جز قوه نگهدارى است، و حافظ معانى جز حافظ صور است و سخن در آن چون سخن در پيش از آنست، جمعى آن را «ذاكره» نامند چون يادآورى آرد، يعنى آنچه در حفظ است پس از غفلت مينمايد، و «متذكره» براى آنكه صور از دست رفته را سان بيند و جايش آغاز تهيگاه آخر مغز است.
پنجم متخيله- و آن صور محسوسه و معانى جزئى وابسته بدانها را با هم تركيب كند يا از هم جدا كند، تركيب از دو صورت اينست كه گوئى «اين گلابى زرد شيرين است» در تركيب معنا با معنا گوئى «اين دشمنى مايه اين نفرت است» در تركيب صورت و معنا گوئى «اين دوست رنگش سرخ است» در جدا كردن صورت از صورت گوئى «اين رنگ اين مزه نيست» و با اينها هر چه خواهى بسنج، برخى گفتند: اين قوه در پيش تهيگاه ميان مغز است، و كارش تركيب صور خيال است و حافظه و معانى مندرجه در آنها با همدگر يا جدا كردن آنها از هم و فراهم كردن آنها بصور كاريكاتورى چون جانورى با سر آدمى و گردن شتر و پشت پلنگ يا پراكنده كردن يك نوع چون آدم بىسر و دست از كار نكشد نه در خواب و نه بيدارى.
و او است كه دريافتهاى همه حواس و هيئات مزاج را حكايت كند، و بضدّ و شبيه آنها درآورد، و در نيروهاى درون شيطانتر از او نيست، و كارش منظم نيست بلكه نفس بهر نظامى خواهد آن را بكشاند و چون بوسيله وهم در كارش كشد آن را متخيّله خوانند و اگر بوسيله نيروى عقل بكارش وادارد مفكره نام دارد، و هر دانش و هنر بوسيله آن استخراج شود، و حدود وسطى را بسان ديدن آنچه در حافظه