آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٦ - باب چهل و سوم در آفريدن ارواح پيش از اجساد، چرا بتن پيوستند، برخى كارهاى ارواح از الفت گرفتن و كنارهجوئى و دوستى و احوال ديگر
ارواح بحدوث ابدان خدشه دارند و براى آنها نميتوان اين اخبار را ردّ كرد[١].
٢٠- در كافى (ج ١ ص ٤٤٢): بسندش از جابر بن يزيد كه امام پنجم بمن فرمود: اى جابر، راستى خدا نخست آفريدن را بمحمّد و خاندان رهنما و رهيابش آغاز كرد، و نمونههاى نورانى بودند در برابر خدا، گفتم: نمونههاى نورانى چيستند؟ فرمود: سايه نور، تنهاى نورى بيجان كه همه از يك روح نيرو داشتند كه روح القدس است، و بدان با خاندانش خدا را ميپرستيدند و از اين رو آنها را حكماء، علماء، نيكان و پاكان آفريد، و خدا را بنماز و روزه و سجود و تسبيح و تهليل ميپرستيدند نماز ميخواندند و حجّ ميكردند و روزه ميداشتند.
بيان: شبح سياهى آدمى است از دور و مقصود يا اجساد مثالى است و اينكه فرموده بيجان بودند يعنى روح حيوانى نداشتند يا مقصود روح مجرّد يا جسمانى لطيف است كه آن هم درست است، زيرا ارواح تا ببدنها نپيوستند مستقلّند، از يك نظر ارواحند و از يك نظر اجساد و آنها ارواحى نورانيند كه روح ديگر بدانها وانبسته، و همان سايهاند براى نور ذات خدا كه اثر آنند، و معنا باريك است، و بسا بروش فلاسفه نور سايه ده را عقل فعّال تفسير كنند «مؤيدند بيك روح» يعنى
[١] در اينجا مطلبى است دقيق كه بر ذهن عادى گرانست و آن اينست كه نفس گرچه ناشى از ماده و با آن يگانه است و توانش با حوادث و زمان سنجيد جز اينكه وقتى ترقى كرد و بعالم تجرد رسيد تا پيش از آفرينش تن پرتو گيرد چنانچه پس از آن بماند پس از نظر جوهر مجرد فوق زمان و مكانش مىشود گفت پيش از تن آفريده است و از نظر پيدايش مادى آن پديدهايست كه با تن وجود پيدا كرده و اين دو نظر با هم منافات ندارند و ممكن است جمع ميان دو قول باشند.
و ذكر ٢ هزار سال كه در اخبار اندازه تقدم آمده منظور هر يك از ارواح نيست بلكه از نظر كلى است و دور نيست كه منظور همان بيان اينست كه بسيار بيشتر بودند خصوص ٢ هزار سال و يك هزار از نظر تقدم عقلى است و ديگرى از نظر مثالى( از پاورقى ص ١٤٢).