آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٨ - اخبار وارده در اين باب
و منش باو داده نشده، و هم سخنگوئى قرار دادى است ميان خود مردم و دستآورد خود آنها است و از اين رو هر ملّتى براى خود زبانى ويژه دارد و خط ويژه از عربى و سريانى و عبرانى و روحى و جز آن از خط و زبان ديگر كه ميان امتها پراكنده است و بدان قرار گذاشتند چنانچه بزبان خود قرار بستند با هم.
بكسى كه چنين دعوى كند بايد گفت: گرچه آدمى در اين هر دو فن كار و چارهجوئى دارد ولى آن آمادگى كه او را بر آن توانا كرده عطا و بخشش خدا عزّ و جلّ است كه اين هوش را در آفرينش او برآورده زيرا اگر زبانى آماده سخن و ذهنى راهبر بكارها نداشت هرگز نميتوانست سخن گويد و اگر مشتى و انگشتانى نويسندگىپذير نداشت هرگز نميتوانست بنويسد، و بدان عبرت گيرد از بهائم كه نه سخن دانند و نه نوشتن توانند پس مايه آن سرشت خدا داده است عزّ و جلّ و آنچه بدان بر خلقش تفضل كرده و هر كه شكر كند ثواب برد و هر كه ناسپاسى كند البته خدا از جهانيان بىنياز است.
بينديش اى مفضّل در دانشى كه خدا بآدمى داده و در آنچه علمش را از او دريغ كرده: زيرا دانش هر آنچه در آن صلاح دين و دنياى او است بوى داده چون شناخت خالق تبارك و تعالى بوسيله دلائل و شواهد موجود در خلق، و شناخت عدالت بر مردم همه، و نيكى كردن بپدر و مادر، و پرداخت امانت و همدردى با مستمندان و مانند آن كه واجب است دانستن و اقرار و اعتراف بدان در منش و سرشت هر امتى موافق باشند يا مخالف، و همچنين باو داده شده دانش آنچه در آنست صلاح دنيايش چون كشت و كار و درختكارى، و زمينسازى، و دامدارى، و آب يارى، و شناخت گياهان داروئى براى درمان هر بيمارى و استخراج معادن و انواع جواهر و كشتى رانى و غواصى در دريا و فنون شكار حيوانات وحشى و پرندهها و ماهيها، و هنر و بازرگانى و پيشهورى و جز آن كه ذكرش بدرازا كشد و شمارش فزون باشد از هر آنچه بهسازى زندگى دنياى او است.
دانش هر چه صلاح دين و دنيا است باو داده شده و از جز آن دريغ شده آنچه