آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٢ - مذهب يك نفس جوهريست مادى
بر آن اطلاق شود مجاز است، زيرا وجود همه افراد نامتناهى در قوّه عقليه محال است و آنچه در آنست با عوارض پايان پذير تحقق دارد، چون صورتيست جزئى در يك نفس جزئى موصوف بحدوث در وقتى مخصوص، و چون با اين عوارض در نفس تحقق دارد كلّى نباشد.
گفتهاند: قوه عقليه بكارهاى بىپايان توانا است، و جسم نيروى بىپايان ندارد، و بشكل دوم نتيجه دهد كه قوه عقليه جسميه نيست، در پاسخ گوئيم نپذيريم كه قوّه عقليه توانا بر يك كار هم باشد تا چه رسد بكارهاى بىپايان، زيرا تعلّق آن بمعلوم حصول صورتيست در آن و اين انفعالى است نه فعلى، و اگر اصل توانائيش را بپذيريم بىپايانيش را نپذيريم، زيرا اگر گوئيد در يك زمان توانا بر بىپايانست ممنوع است بحكم وجدان كه نشدنيست.
و اگر مقصود اينست كه هر وقت فرض شود امكان عمل دارد نيروى جسمانى هم چنين توانائى را دارد، زيرا هيچ آنى فرض نشود جز اينكه تواند يا بايد در آن كارى كند و اين هم بىپايانست پس قوه عاقله جسمانيست.
گفتند: اگر قوه جسميه توانا بر نامتناهى است و جزء آن هم توانا بر نامتناهى است لازم آيد جزء و كل برابر باشند و آن محال است و اگر جزئش توانا بر متناهى است همه متناهى شوند، زيرا نسبت كلّ بجزء معلوم است پس نسبت تأثيرش با تأثير جزء هم معلوم باشد و چون نسبت تأثير جزء متناهى است بايد نسبت تأثير كل هم متناهى شود، جواب گوئيم كمتر بودن تأثير جزء متناهى بودنش را نبايد چون نامتناهى هم مراتب دارد و جزئى كه پيوسته أثر دارد تأثير پيوسته دارد و از آن لازم نشود كه برابر با كلّ گردد چون هميشه أثر دارد ولى ضعيف و اندك چون اندازهاى دارد.
جمهور فلاسفه و معمر بن عباد سلمى از قدماء معتزله، و غزالى و أبو القاسم راغب، و شيخ مفيد، و بنى نوبخت و اسوارى و نصير الدين طوسى گفتند روح انسان جوهريست مجرّد از مكان و جهت و محل، وابسته است بتن چون عاشق بمعشوق خود