آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٢ - روايات
كند بودن در مسجد يا راه خير است، و اگر مسافر خواب بيند تعبيرش اقامت در سفر است، چنانچه خواب بيند دايهاش در كند است، و اگر بيمار يا زندانى آن را خواب بيند، گرفتاريشان بدراز كشد و اگر گرفتارى باشد طولانى گردد، و غلّ تعبير بكفر شود چه خدا فرمايد «غلّت ايديهم و لعنوا بما قالوا» «انّا جعلنا في اعناقهم اغلالا» و بسا تعبير ببخل شود چون خدا فرمايد «و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك» و بسا خوددارى از گناه باشد در صورتى كه از مرد صالحى است.
٤٣- در مجالس ابن الشيخ: بسندى از على ٧ كه رؤياى پيغمبران وحى است.
٤٤- و از همان: بسندش از هارون بن حمزه كه شنيدم امام ششم ٧ ميفرمود: راستى از ما است آنكه نكتهاى در دلش افتد، و آنكه بخوابش آيند، و از ما است كسى كه آواز را بشنود چون آواز كشيدن زنجير در طشت، و از ما است آنكه صورتى بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل نزد او آيد.
٤٥- در مكارم است كه: رسول خدا پر خواب ميديد و خوابش چون سپيده دم روشن و گويا بود.
٤٦- در مجالس صدوق: بسندى از عبد اللَّه بن منصور كه از امام ششم ٧ مقتل حسين زاده رسول ٦ را پرسيدم بنقل از پدرش داستان كربلا را تا آنجا كشاند كه: قصد كرد از زمين حجاز بزمين عراق آيد و چون شب رسيد بمسجد پيغمبر ٦ رفت تا قبر را وداع كند، و ايستاد بنماز و طول داد تا خوابش برد در سجده و پيغمبر ٦ بخوابش آمد و او را گرفت و بسينه چسباند و ميان دو چشمش را بوسيد و ميفرمود: پدر و مادرم بقربانت گويا بينمت بخاك و خون افتادى ميان گروهى از اين امت كه اميد بشفاعتم دارند، و نزد خدا بهره ندارند، پسر جانم تو نزد پدرت مادرت برادرت مىآئى كه همه بتو مشتاقند، و راستى برايت در بهشت درجاتى است كه نرسى بدانها جز با شهادت.
حسين گريه كنان از خواب بيدار شد و نزد خاندانش آمد و خواب را گفت