آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٣ - خاتمه
اينكه نيروهاى گياه هم آنها است و طبيعه هم نام دارند.
اما غازيه نيروئيست كه خوراك را بشكل خورنده درآورد، و كارش سه عمل جزئيست كه ساختن جوهر بدل ما يتحلل است كه خون و خلط نزديك بجوهر عضو باشد، و چسباندن آن بعضو و جزء نمودن آن را براى عضو خورنده تا مانند آن شود در زيست و رنگ، و بسا هر كدام اين سه دچار اختلال شوند و اختلال نخستين را بيمارى «اطروقيا» نامند، كه نيروى غذاء سازى نيست و دومى مانند استسقاء لحمى است كه ماده غذائى بعضو نچسبد و سوّمى، در پيسى و بهق است كه رنگ آن را نپذيرد، چون بدل و چسبيدن در آنها وجود دارند و مانندى ندارد.
و اين سه كار بناچار با سه نيرو باشند كه مجموع را غاذيه نامند يا غاذيه خود قوه ديگر است كه آنها را بكار گيرد، و قوهاى كه شبيه ساز است «مغيره ثانيه» نامند كه در انسان و مركبات با اجزاء و اعضاء گوناگون يك جنس است و چند نوع دارد، زيرا در هر عضوى بايد مانند آن را بسازد كه مخالف ديگريست كه مانند عضو ديگرى را ميسازد.
ناميه، نيروئيست كه غذا را در درون اجزاء خورنده كشد و در سه قطر آن بيفزايد بيك نسبت طبيعى و در اعضاء اصليه كه منى توليد كنند مانند استخوان و پى و رشتهها و جز آن هم بيفزايد، و از اينجا امتياز ميان نمو و فربهى روشن شود، زيرا فربهى فزونى اعضاء گوشتين است كه از خون پديد شوند، چون گوشت و پيه و روغن نه فزونى در همه اعضاء اصليه تن و اينكه گفتيم فزونى بنسبت طبيعيه باشد ورم را بيرون كرديم كه فزونى مخالف نسبت طبيعى است.
و اما مولّده دو قوه است كه يكى خوانده شوند مانند غاذيه كه سه تا است، يكى آنكه فضول هضم چهارم غذا را منى سازد و كارگاهش دو تخم خايه است زيرا خون در آنها منى شود.
دوم آنچه منى نر و ماده را در رحم عضو مخصوصى سازد باينكه برخى از