آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٨ - فائده دوم اينكه ارواح و تنها برابرند و هر روحى تنى دارد و تناسخ باطل است
در اجسام تركيب شده درآيد تا اينكه بصورت كرمكى گردد و هر مسخ مسخوطى بر او روان شود، تا قائم خانواده ما ظهور كند و خدايش بفرستد تا گردن او را بزند و اينست كه خدا فرموده «پروردگارا ميراندى ما را دو بار و زندهمان كردى دو بار اعتراف كرديم بگناهان خود آيا براى ما هيچ راهى هست كه بيرون شويم، ١١- غافر».
بخدا عمر بن سعد را پس از اينكه كشته شد آوردند بصورت ميمونى زنجير بگردن و ميان أهل خانهاش نهادند و او را نميشناختند بخدا دنيا بپايان نرسد تا دشمن ما آشكارا مسخ شود، تا آنجا كه مردمى از آنها در زندگى خود ميمون شوند يا خوك، و بدنبالشان عذابيست سخت و از پس آنها دوزخ و چه بد سر انجامى است.
اخبار در اين معنا بسيارند و از حد آحاد گذشتند، و اگر تناسخ نشدنيست و گفتيم اخبارش ساختگى است چرا مسخ نشدنى است با اينكه در آنها بدان تصريح شده و هم در قول خدا «آيا شما را آگاه كنم ببدتر از آن در سزا ديدن نزد خدا آنان كه خدا لعنشان كرده و بر آنها خشم كرده و از آنها ميمون و خوك ساخته، ٦٢- المائده» و قول خدا «گفتيم باشيد ميمونهاى رانده، ٦٥- البقره» و قول او «و اگر خواهيم مسخشان كنيم در جاشان، ٦٧- يس».
و اخبار گويايند كه معنى اين مسخ دگركردن بنياد آدميت است بصورت ديگر، و در خبر معروف از حذيفه است كه ميگفت: بگوئيد اگر گويم در ميان شما ميمونها و خنزيرها باشند باورم داريد؟ مردى گفت: ميان ما ميمون و خنزير باشند؟
گفت: تو خود از كجا در امانى كه همان باشى، مادرت مباد، و اين تصريح به مسخ است، و اخبار متواترند كه معنايش تغيير شكل و صورتست.
و در احاديث است كه مردى بأمير المؤمنين ٧ كه او را محكوم كرده بود گفت: بخدا بحق قضاوت نكردى و او فرمودش رانده باش سگى، و جامهها از تنش بر پريدند و سگى شد كه دم ميجنبانيد، و چون رواست خدا عزّ و جلّ جماد را حيوان كند چرا نشود حيوان را بصورت حيوان ديگر درآورد؟