آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٨ - باب چهل و سوم در آفريدن ارواح پيش از اجساد، چرا بتن پيوستند، برخى كارهاى ارواح از الفت گرفتن و كنارهجوئى و دوستى و احوال ديگر
باب چهل و سوم در آفريدن ارواح پيش از اجساد، چرا بتن پيوستند، برخى كارهاى ارواح از الفت گرفتن و كنارهجوئى و دوستى و احوال ديگر
١- در بصائر: بسندى از امام ششم ٧ كه مردى نزد امير المؤمنين ٧ آمد و گفت: يا امير المؤمنين راستش منت دوست دارم، فرمود: دروغگوئى، آن مرد گفت: سبحان اللَّه، گويا دل مرا ميدانى علي ٧ فرمود: راستش خدا ارواح را ٢ هزار سال پيش از اجساد آفريده، و آنها را در بر ما سان ديده تو كجا بودى كه منت نديدم (٨٧).
٢- و از همان: بسندى از عماره كه نزد امير المؤمنين ٧ نشسته بودم و مردى آمد و بر او سلام داد، سپس گفت: اى امير المؤمنين بخدا كه دوستت دارم، و از او پرسش كرد و فرمودش، راستى ارواح ٢ هزار سال پيش از تنها آفريده شدند، و در هوا جا داده شدند و هر كدام آنجا آشنا بهم شدند اينجا هم آشنا بهم باشند، و هر كدام ناشناس ماندند از هم جدا باشند و روح من ناشناس روح تو است (٨٨).
و از همان: بسندى از امام ششم ٧ كه مردى نزد امير المؤمنين ٧ آمد