آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٧١ - دنبالهاى دراز اقوال در بيان حقيقت نفس و روح
بهمه اعضاء تن رسند.
٩- ارواحى كه در مغز پديد شوند و شايان پذيرش حس و حركتند و بوسيله اعصاب در همه تن نفوذ كنند.
١٠- اجزاء بنيادى تنند كه تا پايان عمر بمانند و اين مختار محققان متكلمين است و اگر جسمانى باشد در آن چند قول است.
١- مزاج است و اين قول بيشتر پزشكانست.
٢- وصفى است براى زندگى.
٣- شكل و نقشه تن است.
٤- تناسب عناصر و اخلاط است.
و اگر نه جسم است و نه جسمانى يا مكانى است كه ابن راوندى گفته و آن را جزء لا يتجزّى در دل دانسته يا لا مكانست و آن قول بيشتر فلاسفه و معمّر از قدماء معتزله و عقيده اكثر اماميه و غزالى، و راغب است و فرفوريوس نفس و تن را يكى دانسته.
و پس از ايراد برخى ادله و اجوبه از هر دو طرف گفته: حق اينست كه جوهريست لطيف نورانى درياب جزئى و كلّى، حاصل در تن و متصرف در آن، بىنياز از خوراك، بركنار از تحليل و نموّ، و چنين جوهرى دور نيست كه پس از نابودى تن هم بماند و از آنچه با او سازگار است لذت برد، و از آنچهاش ناسازگار است آزار كشد، اينست آنچه من از حقيقت نفس دارم (پايان).
صدوق- رضي الله عنه- در رساله عقائد گفته: عقيده ما در باره نفوس اينست كه ارواحى باشند كه زندگى بدانها است و نخست آفريدهاند كه پيغمبر ٦ فرمود: نخست چيزى كه خدا برآفريد سبحانه و تعالى نفوس پاك و پاكيزه بود كه آنان را بيگانگى خود گويا كرد، و پس از آنها ديگر آفريده را آفريد، و اعتقاد ما در باره آنها اينست كه براى ماندن آفريدهاند نه فناء كه پيغمبر ٦ فرمود: شما براى فناء آفريده نشديد بلكه براى ماندن آفريده شديد، و همانا از خانهاى بخانهاى منتقل