آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٦ - اخبار وارده در اين باب
فضول آن دفع نميشد و بتدريج برون شود، نبينى كه خدا بلطف صنعت و حسن تدبيرش اين نيروها را بتن گمارده و صلاح آن را ببار آورده.
و نمونهاش اينست كه تن كشوريست و خدمتكاران و كودكان و كارگزارانى دارد، يكى براى رساندن نيازمنديها و ديگرى انباردار و نگهدار و سوّمى براى ساختن و آماده كردن و بخش كردن، و چهارمى براى رفتگرى و بيرون بردن خاكروبه و پادشاه همه همان خلّاق حكيم و مالك تن و حشم است كه اندامند و كارگزاران اين چهار نيرويند.
و شايد بنگرى كه يادآورى اين نيروها پس از شرحى كه داديم فزونيست و نيازى ندارد ولى يادآورى ما از آنها از آن نظر نيست كه در كتب پزشكى بررسى شوند، و نه ما سخن آنها را گوئيم، زيرا آنها از نظر آنچه در صنعت پزشكى و بهبود تن است بررسى كنند و ما از نظر نياز بدانها در صلاح دين و درمان نفوس از بيمارى گمراهى چنانچه در شرح و نمونه سازى براى تدبير و حكمت آنها بيان شد.
بينديش اى مفضّل در نيروهاى درونى آدمى از انديشه و وهم و خرد و حافظه و جز آن، ببين اگر آدمى از همه اين اوصاف همان يادآورى را كم داشت چه حالى داشت؟ و چه كاستيها در امور معاش و تجاربش وارد ميشد اگر زيان و سودش را در ياد نداشت و آنچه را گرفته و داده و ديده و شنيده و گفته و در بارهاش گفتهاند و آنكه بدو خوبى يا بدى كرده و آنچه سودش داده و زيانش رسانده همه را فراموش ميكرد، و اگر بيشمار از راهى ميگذشت بازش بدان راه نميبرد و اگر عمرى درسى ميگرفت آن را بياد نمىآورد، و بدينى معتقد نميشد، و از آزمايشى سود نميبرد، و نميتوانست از گذشته عبرت گيرد، بلكه از حقيقت آدميت بدر ميرفت.
ببين آدمى با اين صفات چه نعمتى يافته و يكى از آنها چه اهميتى دارد تا برسد بهمه، و بزرگتر از نعمت يادآورى براى آدم نعمت فراموشى است، اگر