آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٤ - فائده دوم اينكه ارواح و تنها برابرند و هر روحى تنى دارد و تناسخ باطل است
نفس بودن از ذاتيات است نه عرضيات گوئيم تركيب عقلى از جنس و فصل منافي تجرد و مستلزم جسم بودن نيست.
و دليل مخالفان: اينست كه نفوس آدمى در صفات خود مختلفند و اگر اين اختلاف از نظر ذات آنها نبود بلكه ناشى از مزاج و أحوال تن و امور برونى بود بايد اشخاصى كه در اين امور بهم مانند در ملكات و اخلاقى نهادى از مهر و سخت دلى و كرم و بخل و پارسائى و هرزگى بهم مانند و برعكس و البته چنين نيست زيرا بسا يك آدم كه مزاجش عوض شود و اخلاق درونيش بجا ماند، و نهان نيست كه اين يك دليل اقناعى سست است چون بسا اين وضع مستند باسباب ديگر باشد كه تفصيل آنها را ندانيم.
فائده دوم اينكه ارواح و تنها برابرند و هر روحى تنى دارد و تناسخ باطل است
، شارح مقاصد گفته: هر نفسى ببديهه ميداند كه بهمراه او در تنش نفس ديگرى نيست كه سرپرست آن تن باشد و او هم در تن ديگرى تصرفي ندارد پس نفس و تن برابرند، تن را جز يك نفس نيست، و نفس بجز بيك تن وابسته نيست و در يك حال مطلب روشن است و اما بر سبيل تبادل و انتقال از تنى بتن ديگر هم بچند وجه يكم: اگر نفس اين تن از تن ديگر آمده بود بايد چيزى از أحوال آن تن ياد آرد چون دانش و حفظ و يادآورى از صفات جوهرى نفس است و باختلاف أحوال تن از ميان نروند، و چنين نيست قطعا.
دوم: اگر نفوس پس از جدا شدن از اين تن بتن ديگر درآيند بايد شمار تنها كه نابود شدند برابر تنهائى باشند كه پديد شوند تا برخى نفوس بيكاره نمانند يا چند تا نفس بيك تن درآيند يا يك نفس بچند تن درآيد بهمراه هم، ولى ما ببديهه ميدانيم در مانند طوفانهاى عمومى تن بسيارى نابود شود كه بشماره آنها تن تازه نباشد مگر در گذشت چند قرن.
سوم: اينكه اگر نفسى بتنى منتقل شود بايد دو نفس داشته باشد يكى بدو جا كرده و ديگرى از خود پديدآورده، زيرا آماده شدن تن با مزاج صالح علّت