آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٧ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
بمعده رود، آن را بپزد، جوهر آن را بكبد فرستد از رگهائى نازك كه ميان آن دو است كه چون صاف كن است تا از درد آن چيزى بكبد نرسد و آن را تباه كند زيرا كبد نازك است تحمل فشار ندارد، كبد سنگين است و با لطف تدبير خون سازد و از مجارى آماده بمانند مجارى آب روان شود و بهمه تن برسد، و آنچه پليد و زيادى دارد در حوضچههاى آماده آنها بريزد، آنچه از جنس خلط صفراء است به زهره ريزد و آنچه از جنس سوداء است بسپرز و آنچه ترى است به كليه و مثانه.
تأمّل كن در حكمت تدبير تركيب تن و جابجا بودن اين اعضاء و آمادگيهاى اين ظرفها براى نگهدارى فضول تا در تن پراكنده نشوند و آن را بيمار و ناتوان كنند، مبارك باد آنكه خوب تقدير كرده و محكم ساخته و له الحمد كما هو اهله و مستحقّه.
مفضل گفت: نمو تن را تا بكمال رسد برايم شرح بده فرمود: از صورتگرى جنين در رحم آغاز شود آنجا كه نه چشمى بيند و نه دستى رسد و او را بپرورد تا درست و داراى هر آنچه بايدش از اعضاء و كارمندان تركيب اعضاء از استخوان و گوشت و پيه و مغز و پى و رگها و غضروفها برآيد، و چون بدين جهان آيد نوزادى بينى كه بزرگ شود با همه اندام و بشكل و هيئت خود برجا است نه بيش و نه كم تا بجوانى رسد اگر عمرى دارد يا بعمرى كه پيش از آنش بايد آيا اين جز لطف تدبير و حكمت است.
اى مفضل بينديش كه آدمى بر بهائم چه شرفي در آفرينش خود دارد، چه او برپا ايستد و درست نشيند تا هر چيز را با دستهايش پيشواز كند و با اندامش و بتواند در آنها كار كند، و اگر چون چهار پا كپ بود نميتوانست هيچ كارى بكند.
اى مفضل بهمين حواس مخصوص آدمى نگاه كن كه چگونه در آنها بر ديگران برترى و شرف دارد، دو چشم در سرش چون چراغ بالاى مناره است تا بتواند همه