آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٤ - روايات
چه كه دلالت بر امكان و حدوثش كرده، و در خواب امور معنويه صورت امور حسيه را گيرند كه مناسب آنها است، و اين تابندهترين نور جهان نمونه جز دين نباشد.
و تفسير يكم از نظر لفظ روشنتر است و دوّم از نظر معنا، اينكه فرمود:
در پدرانت پادشاه نبوده دلالت دارد كه خواب هر شخصى تعبير خاص بخود دارد و شايد مقصود اينست كه تعبير آنان از بيخ اشتباه است، زيرا احتمالش نميرود نه اينكه در باره خصوص مورد درست نيايد.
١١- در كافى (٢٧- روضه): بسند پيش از مردى كه خواب ديد خورشيد بر پاهاش تابيده نه تنش، فرمود: مالى بوى رسد از گياه زمين از گندم يا خرما كه بر آن گام نهد در فراوان و حلال است جز اينكه در آن رنج برد چنانچه آدم ٧ رنج برد.
١٢- و از همان (٢٦٢- روضه): بسندى از محمّد بن مسلم كه نزد امام ششم ٧ رفتم و أبو حنيفه نزدش بود، باو گفتم: قربانت خواب عجيبى ديدم، فرمود: اى پسر مسلم آن را بگو كه داناى آن حاضر است و بأبي حنيفه اشاره كرد من گفتم: در خواب ديدم كه بخانهام رفتم و ناگاه زنم نزدم برآمد و گردوى بسيار شكست و بر سرم ريخت و من از اين خواب تعجب كردم.
أبو حنيفه گفت: تو بر سر ارث خانوادهات با مردم پستى ستيزه كنى و پس از رنج بسيار بدان برسى ان شاء اللَّه، امام ششم فرمود: اى أبي حنيفه بخدا درست گفتى، پس از آن أبو حنيفه از پيش او رفت و گفتم: قربانت من از تعبير اين دشمن أهل بيت بدم آمد فرمود: اى پسر مسلم خدا بدت نيارد تعبير آنها با تعبير ما جور نيست و نه با تعبير ديگران، و آن تعبير را ندارد كه او گفت، گفتم: قربانت گفتى درست گفتى و سوگند هم خوردى با اينكه اشتباه كرده، فرمود: سوگند خوردم كه درست اشتباه كرده.
گفتم پس تعبيرش چيست؟ فرمود: اى پسر مسلم تو زنى را متعه كنى و