آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٤ - اخبار وارده در اين باب
ديدهاش كه در گرما آب نشوند و در سرما يخ نزنند، تلخ در گوشهايش كه خزندهها نزديكش نروند منى در پشتش تا تباهى نگيرد، و آب شيرين در زبانش تا خوراك و نوشابهاش خوشمزه باشد او را با نفس و تن و روح آفريده، روحش جدا نشود جز بفراق دنيا، و نفسش آنست كه بدان خوابها بيند، و تنش آنكه بپوسد و خاك شود.
بيان: «آن اندازه ماندن جنين است» يعنى ١٢ ماه كه اكثر مدت حمل است بنا بر اشهر و گويا مقصود از روح همان حيوانيست و از نفس همان ناطقه.
٧- در تحف العقول (سؤال در ص ٤٧٧ و جواب در ص ٤٨٠) يحيى بن اكثم از گفته علي ٧ پرسيد كه خنثى از آنجا كه شاشد ارث برد گفت چه كسى او را در شاشيدن نگاه كند اگر مردان باشند بسا كه او زنست و اگر زنها بسا كه او مرد است، و اين حلال نيست و امام دهم ٧ جواب داد كه قول علي ٧ درست است مردمى عادل بررسى كنند، هر يك آينه بدست گيرند و خنثى پشت سرشان لخت شود و در آينه شبح او را بينند و بر آن قضاوت كنند.
بيان: ظاهرش اينست كه ديد به نقش پذيريست نه بخروج شعاع چه كه فرمود شبح را بينند و زيرا اگر بخروج شعاع باشد نگاه در آينه سودى ندارد چون ديده شده باز خود فرج است، و دو جواب دارد:
١- احكام شرع براساس عرف و لغت است نه دقت عقل و هر كه صورت زنى را در آب بيند نگويند آن زن را ديده و گويند صورتش را يا شبحش را ديده، نصوص حرمت نظر بعورت معلوم نيست شامل اين گونه نظر باشند و ممكن است كلام امام روى اين نظر باشد نه روى اينكه رؤيت بنقش صورت است و اينكه فرموده:
شبح را بينند بيان قضاوت عرفى است و اينكه اين را در عرف و لغت رؤيت نگويند.
٢- بسا كه اين حكم روى ضرورتست و در حال ضرورت حرمت برطرف شود و نظر بعورت جائز است چون نظر طبيب و قابله و مانند آنها، و چون اين